یادگیری سیاستی در سیاستهای مبارزه با قاچاق کالا و ارز: بررسی قوانین برنامه-های پنج ساله اول تا ششم کشور
نویسندگان
1 . دانشیار و عضو هیات علمی دانشگاه علوم انتظامی
2 دانشجوی دکتری مدیریت راهبردی دانش، دانشگاه و پژوهشگاه عالی دفاع ملی؛ نویسنده مسئول
3 دکتری مدیریت منابع انسانی و مدرس دانشگاه
doi
چکیده
مقاله حاضر با هدف بررسی یادگیری سیاستی، شناخت بازیگران و ساز و کارهای آن در مبارزه با قاچاق کالا و ارز از خلال بررسی برنامههای توسعه اول تا ششم کشور پس از پیروزی انقلاب اسلامی تمرکز دارد. تحقیق حاضر از نوع مطالعه موردی توصیفی است و در تجزیه و تحلیل دادهها از روش تحلیل محتوا استفاده شده است. جامعه آماری تحقیق 35 نفر از خبرگان شامل بازیگران محوری درگیر در یادگیری سیاستی در حوزه مبارزه با قاچاق کالا هستند. برای انتخاب نمونه از روش جامعه در دسترس استفاده شده است.پس از بررسی و تحلیل محتوای اسناد سیاستی و مصاحبه با 35 نفر از بازیگران اصلی این فرآیند، 34 مقوله محوری استخراج شد. سهم غالب یادگیری سیاستی، ازمیان شکلهای مختلف یادگیری سیاستی یعنی ابزاری یا فنی، سیاسی، اجتماعی و مفهومی، در این مقولهها به یادگیری سیاسی با 33.3 درصد و یادگیری مفهومی با 29.16 درصد اختصاص یافته است. سهم یادگیری فنی با 27.25 درصد، نشان از تلاشهای نسبتا ً موفق سیاستی است که عموما بازیگران سیاستی سطح پایین و میانی درصدد بهبود و استمرار روند موفقیتهای گذشته هستند. از طرفی سهم بالای یادگیری سیاستی با 33.3 درصد نشان از بلوغ پایین یادگیری در بدنه سیاستگذاری مبارزه با قاچاق کالا و ارز در کشور است. نتایج این پژوهش میتواند در شناخت دقیقتر فضای سیاستی مبارزه با قاچاق کالا و ارز در ادوار گذشته و تجارب آتی مفید باشد.