تحلیل بسامد چشمگیر اسلوب معادله در سبک هندی از چشم‌انداز نظریه‌ی تامس کوهن

نویسندگان

1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه گنبدکاووس.، گنبدکاووس، ایران

doi
10.30465/cpl.2022.6220
چکیده

سبک هندی یکی از متمایزترین سبک­های شعری کلاسیک فارسی است که با سبک­های قبل و بعد از خود تمایزاتی آشکار داشته و اصول و موازین خاص خود را داراست. از جمله­ی این عناصر تمایزبخش بسامد فراوان کاربرد اسلوب معادله است. توجه­ی ویژه­ی شاعران این سبک به اسلوب معادله، موضوعی که همگان به آن اذعان دارند. نگارنده­ی این جستار، بر این باور است که این موضوع، یعنی بسامد چشمگیر اسلوب معادله در شعر سبک هندی را می­توان از چشم­انداز نظریه­ی تامس کوهن، فیلسوف برجسته­ی علم، تبیین کرد و به چرایی این امر پاسخ داد. این رویکرد به ما می­گوید که اساس هر پارادایم، یک یا چند الگو است که هنجارها و گزاره­های پذیرفته شده­ی هر دوره را شکل می­دهند. بر اساس یافته­های این پژوهش، تلفیق، زمینی شدن و تناسب سه الگویی هستند که گزاره­های معنادار این عصر را می­سازند و از آنجا که اسلوب معادله در ساختار خود، تمام الگوهای این دوره را به همراه دارد، برای شاعران این سبک، شگردی جذاب و مورد علاقه بوده، به گسترده­ترین شکل مورد استفاده­ی آنها قرار گرفته است.