کاربست استعارۀ دستوری در تحلیل متون نمونه موردی: داستان حسنک وزیر

نویسندگان

1 استادیار زبان و ادبیات فارسی، پژوهشگاه علوم اسلامی امام صادق(ع)، تهران، ایران

2 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه قم، قم ، ایران.

doi
10.30465/cpl.2022.5959
چکیده

استعارۀ دستوری به معنای جایگزینی یک طبقه دستوری یا یک ساختار دستوری با طبقه یا ساختاری دیگر است؛ این استعاره در فرا­نقش‌های اندیشگانی و بینا­فردی نمودِ بیشتری دارد. استعارۀ دستوری در هریک از این فرا­نقش‌ها می‌تواند کنشگران و معانی فرایندها را دگرگون نماید. هرچند برخی معتقدند این استعاره مختص متون علمی است که از عینیت بیشتری برخوردارند اما کاربست این استعاره در تحلیل دیگر متون، همانند متون تاریخی که مدعی گزارش واقعیت­اند، نیز کارا است. یکی از متونی که مؤلف بر بیان واقعیت تأکید می‌نماید تاریخ بیهقی است. به نظر می‌رسد استعارۀ دستوری می‌تواند برای سنجش مدعای این اثر کارا باشد. در این پژوهش برای بررسی ادعای بیهقی، داستان حسنک­وزیر را از منظرِ استعارۀ دستوری بررسی کرده‌ایم. نتایج پژوهش نشان می‌دهد فرایندهای مادی بیشترین فرایند این متن‌اند؛ استعارات دستوری اسمی، معانی دیگر، به‌کارگیری جملات در نقش‌های غیرمعمول و به کار بردن فرایندها به‌جای یکدیگر در فرا نقش بینا فردی، حذف عامل یا کنشگر فرایند و... از دیگر نتایج این پژوهش است. بر اساس یافته‌ها می‌توان گفت بیهقی در عین اینکه بر گزارش امرِ واقع تأکید می‌نماید، واقعیت را  کامل گزارش نمی‌کند بلکه بخشی از واقعیت را که بی‌خطر یا کم‌خطر است بازگو می‌کند و در مقابل بخشی را نیز وامی­نهد.