مراعات‌النظیر و بازتعریف آن ( با رویکرد زبانشناسی نظام‌مند نقشگرا )

نویسندگان

1 پژوهشگر پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی؛ دانش‌آموخته دکتری زبان و ادبیات فارسی، تهران،ایران.

doi
10.30465/cpl.2022.5996
چکیده

فنون بلاغی از آغاز بررسی­های ادبی، یکی از ابزارهای سنجش عیار ادبی متن به شمار می­آمده است. هرچند کار این صنایع زیبایی­شناختی به مقتضای حال مخاطب تعریف شده، اما به دلیل نگاه خالی از تبیین مبانی دقیق و هدفمند «زیبایی شناسی»، صنایع بسیاری بدون ارزش واقعی ادبی برای اثبات زیبایی اثر در ردیف صنایع ادبی قرار داده شد. در پژوهش پیش رو تلاش شده با واکاوی مراعات­النظیر در مقام یکی از اصلی­ترین صنایع بدیعی و صنایع دیگری که ذیل آن می­گنجند، به آسیب شناسی تعاریف و نامگذاری­های مختلف آن پرداخته­شود. در تعیین وظایف آن افزون بر بدیع سنتی، به علوم ادبی جدید مانند نقد و سبک شناسی توجه شده است. با طرح این سؤال که چه آرایه­هایی در تعریف و نقش ادبی با آن اختلاط یافته؟ نسبت میان بازتعریف این صنعت و علوم جدید مانند زبانشناسی چیست و چگونه می­توان از این طریق وظایف تازه­ای  برای بهبود کارکرد آن قائل شد؟ از همین روی تعاریف مراعات­النظیر از آغاز بررسی و آسیب­شناسی شد. سپس صنایع مشترک با آن در کارکرد و تعریف، شناخته شد. همچنین اصطلاح باهمایی به عنوان پیشنهادی برای تکمیل معنی، تقسیم­بندی­ها و وظایف مراعات­النظیر ارزیابی شد.