ارزیابی روش هماگلوتیناسیون غیرمستقیم (IHA) با آنتیژنهای لاروی برای تشخیص سرمی آلودگی استروس اویس در بزها
نویسندگان
1 دانشآموخته کارشناسی ارشد، گروه پاتوبیولوژی، دانشکده دامپزشکی، دانشگاه شهید چمران اهواز،اهواز، ایران
2 استاد گروه پاتوبیولوژی، دانشکده دامپزشکی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران
3 استاد گروه پاتوبیولوژی، دانشکده دامپزشکی دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران
4 استاد گروه پاتوبیولوژی، دانشکده دامپزشکی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران
doi
10.22055/ivj.2023.378594.2539چکیده
استروس اویس (مگس بینی گوسفند) یکی از انگلهای مشترک انسان و دام (زئونوز) مهم در نشخوارکنندگان کوچک است. میاز چشمی- حلقیبینی انسان ناشی از لاروهای استروس اویس در ایران و کشورهای دیگر گزارش شده است. در این مطالعه، آنتیژنهای دفعی-ترشحی (ES) و پیکری (S) لاروهای استروس اویس برای تشخیصسرمی آلودگی آن در بزها به روش IHA ارزیابی گردید. پس از برچسبگذاری و خونگیری از بزها در کشتارگاه، مراحل دوم و سوم لاروی استروس اویس (L2/L3) از شاخهای بریده شده آنها جمعآوری شد. برای تهیه آنتیژنهای S، لاروها در لوله آزمایش جداگانه با هموژنایزر همگن سپس سانتریفیوژ شده و مایعرویی جمعآوری شد. برای تهیه آنتیژنهای پیکری (ESL2/ESL3)، لاروها جداگانه در محیط RPMI آنتیبیوتیکدار به مدت 48 ساعت در گرمخانه نگهداری شدند. با استفاده از 30 سرم مثبت (از بزهای آلوده)، 30 سرم منفی (از بزغاله) و آنتیژنها، روش IHA برای تشخیص آلودگی به استروس اویس بزها مورد ارزیابی قرار گرفت. بر اساس آزمایشهای IHA انجام شده با آنتیژنهای ESL2 و SL2، میزان حساسیت و ویژگی به ترتیب 91 درصد، 85 درصد و 82 درصد، 96 درصد بود. بر اساس نتایج IHA با آنتیژنهای Sl3 و ESL3، حساسیت و ویژگی به ترتیب 86 درصد، 100 درصد و 23 درصد، 92 درصد بود. در مجموع 206 نمونه سرم از بزهای بهبهان (خوزستان) برای تشخیص سرمی آلودگی استروس اویس با IHA و آنتیژنهای ESL2 و ESL3 آزمایش شد. نتایج IHA با آنتیژنهای ESL2 و ESL3، شیوع سرمی آلودگی به استروس اویس را در حیوانات به ترتیب 7/59 درصد و 2/43 درصد نشان داد. نتایج IHA با آنتیژنهای ESL2 و ESL3، شیوع سرمی آلودگی به استروس اویس را در حیوانات به ترتیب 7/59 درصد و 2/43 درصد نشان داد. بر اساس نتایج این مطالعه، IHA با آنتیژن ESL2 و ESL3 را میتوان به عنوان یک روش تشخیص سریع و ارزان به ویژه در بزها برای درمان، کنترل و به حداقل رساندن خسارات اقتصادی آنها و همچنین کاهش میاز در انسان استفاده کرد.