بررسی زمینههای رشد خودکامگی در مدایح فارسی (از دورة سامانیان تا دورة سلجوقیان)
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه کاشان، کاشان، ایران .
2 دانشجوی دکترای زبان و ادبیات فارسی دانشگاه کاشان ، کاشان، ایران
doi
10.30465/cpl.2022.5796چکیده
نظام سیاسی جامعة سنّتی ایران تا قبل از عصر مشروطه غالباٌ ساختاری استبدادی داشته است. در چنین جامعهای پادشاه و کارگزاران او بدون التزام به هیچ قانونی بر اریکة قدرت و سلطنت تکیه میزدهاند و کام دل خویش را از ملّت و رعیت میستادهاند، لذا همة این حکومتها در بدو تشکّل خود در جستوجوی جای پایی در جهت تحکیم بخشیدن به مقبولیت و مشروعیت خود بودهاند. نویسندگان در این پژوهش با روش تحلیل محتوا به بررسی زمینههای رشد خودکامگی در مدایح فارسیِ پنج شاعر پارسیگوی (رودکی، عنصری، فرخی، معزّی و انوری) در سه دورة سامانیان، غزنویان و سلجوقیان پرداختهاند، و با یادکرد زمینهها و عوامل مؤثر، نشان میدهند که چگونه دستگاه قدرت با همة نهادهای اجتماعی، دینی، فقهی، کلامی، تفسیری، روایی، ادبی و... ارتباط برقرار کرده و از همه عناصر باستانی و اسلامی و بعضاً باورهای اجتماعی و خرافی حاکم بر جامعه در جهت مشروعیت سیاسی، و در تحلیل نهایی در جهت پوشش نهادن بر خودکامگی خود بهره برده است. در این تحلیل نقش عناصر ایدئولوژیک مثل اعتقاد به گزینش الهی سلطان و مقام ظلّاللهی او، مجری قضا و قدر بودن سلطان، تأیید الهی و نصرت او، بخت و دولت عالی سلطان و نیک اختری او از عوامل پررنگتر است.