کارکرد فرهنگ و زبان عامه در تکوین گفتارنوشت‌های عرفانی (بر اساس معارف بهاء ولد، معارف ترمذی، معارف سلطان‌ولد)

نویسندگان

1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران

2 دانش آموختۀ گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران.

doi
10.30465/cpl.2022.6600
چکیده

فرهنگ و زبان عامه مرزهایی مشترک و متداخل با ادب رسمی دارد و تعامل این دو حوزه با یکدیگر در تاریخ ادبی ما همواره وجود داشته­؛ اما در برخی جریان­های سبکی و فکری این تعامل پررنگ­تر بوده است. یکی از گونه­های نثر که پیوندی عمیق با ساحت زبان و فرهنگ عامه دارد گفتارهای شفاهی اهل عرفان است که برخی با نام «معارف» شهرت یافته­اند. نقش­پذیری از این ساحت تنها منحصر به استفادۀ زیبایی­شناسانه از چند عنصرِ متاثر از فرهنگِ زیستِ گوینده نیست؛ بلکه پیوندی استوار با روساخت و زیرساخت این آثار دارد. نوشتۀ حاضر به­روش توصیفی­تحلیلی و با هدف درک و شناسایی بهتر تعامل ادب رسمی و ادب عامه در حوزۀ ادب عرفانی به واکاویِ سه اثر معارف بهاء­ولد، معارف محقق­ترمذی و معارف سلطان­ولد پرداخته­است. جست­وجو در رشته­های درهم­تنیدۀ این متن­­ها با حوزه­های فرهنگ و زبانِ مردم و تحلیلِ بسترها و اجزایِ ساختِ تصاویر آفریده­شده افزون بر آشکار ساختن جزییاتی ارزشمند و گاه فراموش­شده از زبان و فرهنگ عامه و تحولات آن در گذر زمان، در فهم بهتر این متون و شناخت دقیق­تر ساختار اندیشگانی و فرهنگی گویندگان آن نیز سودمند بوده و رویکردهای مردم­گرایانۀ ایشان را هم پدیدار ساخته­است.