در باب معاصرستیزی و معاصرگرایی (جدال گذشته و اکنون ادبی در تذکرةالشعراء و مجالسالنفایس)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فردوسی مشهد
2 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه فردوسی مشهد
doi
10.30465/cpl.2021.5534چکیده
تذکرهها محملی برای بازتاب تفکرات و عقاید ادبی بودهاند. تذکرهنویسان از رهگذر این آثار نظرات خویش را مطرح میکردهاند و گاه نسبت به عقاید مخالفشان واکنش نشان میدادهاند. پس انتظار میرود که دو تذکرهنویس همروزگار هم در بارۀ ادبیات عصر خویش نظرات متفاوت و بعضا متضاد داشته باشند. برخی از ایشان گاه مدافع ادبیات روزگار خود بوده و در تأیید و تثبیت جریانهای ادبی عصرشان قلم زدهاند و گاه بعضی آن را مورد انتقاد قرار داده و به سختی بر آن تاختهاند. اواخر قرن نهم هجری –مصادف با آخرین سالهای حکومت تیموریان- بزنگاهی تاریخی برای جدال میان طرفداری از گذشته و اکنون ادبی بوده است. تذکرةالشعرا و مجالسالنفایس دو اثر ادبی هستند که با وجود نگاشته شدن در یک محدودۀ زمانی و مکانی، دو نگرش متفاوت و متضاد نسبت به ادبیات معاصرشان بر آنها حاکم است. یکی در دفاع از جریانها و تفکر ادبی روزگارش نوشته شده و دیگری برابر ادبیات عصرش ایستاده و در مقابل آن گذشته و عظمت آن را برجسته کرده است. در مقالۀ حاظر نشان دادهایم دو تذکرۀ مزبور، در پاسخ به سؤالِ «اوضاع ادبی روزگار خویش را چگونه میبینید؟» نوشته شدهاند و نسبت به یکدیگر بدان پاسخهایی متفاوت داده اند.