هم راستایی مدیریت توسعه ملی و سیاست خارجی

نویسندگان

1 استاد، مدیریت دولتی، دانشکده مدیریت و حسابداری، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران.

2 استاد، روابط بین الملل، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران

3 دکتری مدیریت توسعه و تطبیقی، دانشکده مدیریت و حسابداری، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران .

4 استاد مدیریت دولتی، دانشکده مدیریت و حسابداری، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران

doi
10.22111/jmr.2024.47368.6118
چکیده

در دنیای جهانی شده، توسعه و افزایش قدرت و ثروت همواره دغدغه اصلی دولت هایی محسوب می ­شود که بر اساس آرا مردم شکل گرفته ­اند. در ادبیات وقتی از ارتباط توسعه ملی و سیاست خارجی صحبت به میان می ­آید،  نقش سیاست خارجی در تحقق اهداف توسعه­ای یک کشور اغلب از منظر کشورهای توسعه یافته مورد بررسی قرار می­ گیرد؛ این در حالی است که بستر و زمینه کشورها اجازه به کارگیری رویکرد واحد به خصوص از منظر کشورهای در حال توسعه را نمی ­دهد. بنابراین این پژوهش به دنبال بررسی مبنای نظری هم­راستایی سیاست خارجی و توسعه ملی از منظر مدیریت توسعه و مدیریت دولتی و ارائه چارچوبی برای تصمیم سازی و تصمیم گیری در سطح سیاست گزاری با استفاده از رویکرد فراترکیب می­باشد. این پژوهش از نوع کیفی، تفسیری با شیوه  فراترکیب و تحلیل نظری کیفی است. منابع اطلاعات مورد استفاده در پژوهش را مقاله ­های منتشر شده در پایگاه ­های اطلاعاتی داخلی شامل؛ پایگاه جامع علوم انسانی ایران، مگیران و نورمگز و پایگاه اطلاعاتی خارجی شامل: ابسکو تشکیل می­ دهد. بعد از گردآوری مقالات منتشر شده از پایگاه های اطلاعاتی بر اساس شاخص­ مدنظر پژوهشگران، مقالات منتخب جهت بررسی انتخاب گردید. پس از بررسی و ترکیب نتایج مطالعات منتخب مرور شده، با بهره ­گیری از نظریه­ های متناسب با وضعیت کشور ایران، شامل نظام سینتروپیک جهانی، جهان­گرایی انتقادی، مکتب کپنهاگ می­توان سیاست خارجی و توسعه ملی را با تاثیرپذیری و تاثیرگذاری دوجانبه بر یکدیگر به سمت مدیریت توسعه کارآمد، و سیاست خارجی توسعه گرا با ابعاد توسعه که شامل بعد سیاسی،  اقتصادی،  اجتماعی – جامعه مدنی، امنیت و صلح،  دولت و بازار و نهایتا بعد زیست محیطی است، هدایت نمود. توسعه ملی ایران نیازمند در پیش گرفتن رویکرد همه جانبه و نه صرفا اقتصادی و به تبع آن سیاست و راهبردهای ویژه­­ای در سیاست خارجی می­ باشد. این چارچوب می ­تواند مبنایی برای برنامه ­ریزی سیاست­گزاران به منظور ایجاد توسعه همه جانبه از منظر نظریه ­های مدیریت توسعه و پیوند آن با سیاست خارجی در کشور باشد.