مقایسه تخصیص اکوسیستمی کاربری سرزمین با استفاده از الگوریتم ژنتیک و رویکرد تخصیص چند هدفه
نویسندگان
1 دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان
2 دانشگاه گلستان
3 دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان
doi
چکیده
آمایش سرزمین اصطلاح گستردهای است که به فرایندهای مختلف مدیریت سرزمین مربوط میشود. یکی از پیچیدهترین فرایندها اختصاص انواع مختلف کاربری زمین به واحدهای مکانی و ایجاد نقشه پهنهبندی شده کاربریهای رقیب است. تعیین واحد کاری مناسب برای پهنهبندی کاربریها یکی از چارچوبهای دستهبندی روشهای مختلف تخصیص کاربری است که بیشتر به دو دسته واحد سلولی (مانند روش MOLA) و پهنهای (مانند روش رویهمگذاری نقشه و تجزیه و تحلیل سیستمی) تقسیم میشوند. الگوریتمهای بهینهسازی نیز از روشهای تخصیص کاربری هستند که علاوه بر امکان استفاده همزمان از چند هدف در فرایند تخصیص کاربری، میتوانند هر دو رویکرد سلولی و پهنهای را در خود جای دهند. در این مطالعه، از الگوریتم ژنتیک برای تخصیص کاربری اراضی در شهرستان گرگان استفاده شد که همزمان به تناسب و ویژگیهای سیمای سرزمین توجه دارد. افزون برآن، در یک رویکرد از طبقهبندی شیگرای هدفمند (بر اساس ویژگیهای محیطزیستی) برای ایجاد اکوسیستمهای خرد و تخصیص کاربری برای هر واحد محیطزیستی بهره گرفته شد. نتایج نشان داد که در مقایسه با روش MOLA که تنها به تناسب سلولی زمین توجه دارد، تخصیص کاربری با الگوریتم ژنتیک اکوسیستمی منجر به بهبود قابل ملاحظهای در شاخصهای سیمای سرزمینی شده است. این نکته را میتوان در بهبود چهار شاخص سیمای سرزمین شامل: تعداد لکه، میانگین توپری، اندازه موثر شبکه و شاخص پیوستگی مشاهده نمود. به عبارت دیگر، کاربریها در الگوریتم ژنتیک شیگرا به پهنههایی اختصاص یافتهاند که دارای همگنی و همشکلی در منابع پایدار اکولوژیک هستند. بنابراین، تنوع ویژگیها در هر یگان محیطزیستی به حداقل ممکن میرسد.