تحلیلی بر گرایش به مطالعات دینی و معنوی در رشته مدیریت در عرصه ملی و بینالمللی
نویسندگان
1 استادیار، گروه حکمرانی عمومی، دانشکده حکمرانی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
2 استاد، گروه مدیریت دولتی، دانشکده مدیریت و حسابداری، دانشگاه تهران دانشکدگان فارابی، قم، ایران.
doi
10.22111/jmr.2024.40316.5637چکیده
علوم انسانی متعارف، برای مدتهای مدیدی، مفاهیم دینی و معنوی را در قلمرو خود وارد نمیدانست. طی دهههای اخیر، حجم پژوهشهای مدیریتی که در زمینه مذهب، دین و اخلاق در جهان انجام میشود، افزایش قابلتوجهی داشته است که نشان از تغییر در برخی جهتگیرهای نظری این رشته دارد. در ایران نیز، به موازات فضای بینالملل، تولید آثار مدیریتی با محوریت دین و اخلاق افزایش یافته است. هدف این مقاله، بررسی نسبت پژوهشهای دینی ومعنوی تولید شده در عرصه بینالملل در رشته مدیریت و رابطه آن با پژوهشهای انجام شده در ایران است. آیا بین این دو جریان (جریان دانشی متعارف و جریان دانشی بومی) رابطهای قابلتصور است؟ چرا مدیریت متعارف، به موضوعات دینی و معنوی جایگاه علمی و دانشی داده است؟ این پژوهش، از روششناسی پیمایش کیفی برای پاسخ به سؤالات خود استفاده کرده است. جامعه آماری شامل تمامی پژوهشهای مرتبط با این موضوع است. برای نمونهبرداری، تنوع در انتخاب را مبنا قرار داده است. برای تجزیه و تحلیل دادهها، از روش استدلالی و برشماری تمامی احتمالات منطقی ممکن بهره جسته است. بدینمنظور، با طرح فرضیاتی، احتمالات ممکن از روند اقبال به مدیریت دینی و انتشار آثار در غرب را مطرح کرده و با طرح استدلالهایی، رابطه بین دو جریان متعارف و جریان بومی را بررسی میکند. نتایج نشان میدهد احتمال تغییر پارادایم، نیاز به حل مشکلات جامعه، تکثرگرایی برای بقا، احتمال سیاسی (مقابله مذهبی)، بیداری فطرت، استفاده ابزاری و کسب مرجعیت از جمله علل گرایش به افزایش آثار دینی و معنوی در غرب است. این افزایش در ایران به دلیل حل مسائل و مشکلات، تبیین مدیریت اسلامی، دلیل سیاسی و مدگرایی و تقلید است. همچنین، به نظر میرسد گرایش به آثار معنوی در غرب، ابزاری برای مقابله با جریان دینی اصیل و بازگشتی به همان دین فردی و سکولار است که در قالب جدید متجلی شده است.