بررسی تطبیقی مکاتب معنابخشی در مطالعات سازمان و مدیریت
نویسندگان
1 دانشیار، دانشکده مدیریت و حسابداری، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.
2 دانشیار، دانشکده مدیریت و حسابداری، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.
3 دانشیار، دانشکده مدیریت و حسابداری، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
4 کاندیدای دکتری مدیریت بازرگانی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.
doi
10.22111/jmr.2024.45996.6022چکیده
در دنیای حاضر روشهایی که مدیران بهکار میگیرند، منبعث ازمعنابخشی آنان بهمحیط بوده وبراین اساس چگونگی معنابخشی مدیران بهپدیدههای موجود، نقش قابلتوجهی بر کیفیت وچگونگی اتخاذ سیاستهای آنان دارد چراکه درک ومعنا دادن بهپیامهای دریافتی از محیط زمینهسازاقدامات بعدی برای پاسخگویی بهاین نشانهها است. بر این اساس نوشتار پیش رو با بهره گیری ازالگوی مطالعه تطبیقی جورج بِرِدی به مطالعه و بررسی تطبیقی نظریات و مکاتب معنابخشی موجود پرداخته و مترصدد است مشخص نماید در مطالعات سازمان و مدیریت کدامیک ازچارچوبهای معنابخشی تبیین بهتری برای شرایط وپدیدهها ارائه میدهد. یافته های پژوهش مبین آن است که در مطالعات سازمانی چارچوب ارائه شده توسط وایک و اسنودن مبنای بهتری برای تحلیل پدیده های سازمانی بوده است. بر این اساس با درک معنابخشی میتوان امید داشت تلاشهای مدیران برای کنترل محیط پیچیده پیرامون خود بهتر ارزیابیشده و از آن به منظور هدایت کنشهای سازمانی و شکلدهی به واکنشهای افراد در محیط خود استفاده شود.