پیشینة واژة ترجمان در زبان‌های ایرانی و کاربرد و معنای آن در شاهنامۀ فردوسی

نویسندگان

1 پژوهشگر پژوهشکده فرهنگ اسلام و ایران، دانشگاه شهید باهنر کرمان،کرمان، ایران

2 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه شهید باهنر کرمان، کرمان، ایران

doi
10.30465/cpl.2021.6219
چکیده

             طبق روایت شاهنامه، از زمان پادشاهی فریدون به بعد ایرانیان در مقابل کشورهای بیگانه قرار می‌گیرند، از این دورۀ افسانه‌ایِ پادشاهان نخستین تا یزدگرد سومِ تاریخی، ایرانیان جز تورانیان با مردم دیگری نیز روبرو شده‌اند که ناگزیر از ارتباط زبانی با آنان بوده‌اند. در شاهنامه گاهی از فردی با عنوان «ترجمان» نام برده می‌شود که وظیفه داشته است سخنان طرفین را برای یکدیگر ترجمه کند. در برخی فرهنگ‌ها نوشته شده است که «ترجمان» معرّب «ترزبان» یا «ترزفان» فارسی است. در زبان‌های ایرانی دورۀ میانه این واژه به صورت «ترکمان» یا «ترگمان» در آثار فارسی میانه، پارتی و سغدی آمده است. وجود این واژه در متون ایرانی از آغاز دورۀ ساسانی تا زمان فردوسی که دوره‌ای هزارساله را در برمی‌گیرد، نشان از شغلی باسابقه و واژه‌ای دخیل با قدمت زیاد می‌دهد. با توجه به ریشۀ آرامی آن می‌توان گفت این واژه در دورۀ هخامنشی از طریق دبیران آرامی وارد زبان‌های کشورهای تحت سلطۀ هخامنشیان شده است و سپس از طریق زبان‌های فارسی میانه، پارتی و سغدی به آثار زرتشتیان و مانویان، و پس از اسلام به متون فارسی، ازجمله شاهنامه راه یافته است.