تاثیر ارواح مردگان بر کردار قهرمان در منظومههای حماسی (گیل گمش، ایلیاد، ادیسه، انه اید، شاهنامه، بهمن نامه، شهریارنامه)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری ادبیات حماسی، گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه قم. قم. ایران
2 دانشجوی دکتری ادبیات حماسی، گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه قم. قم.ایران
doi
10.30465/cpl.2021.6433چکیده
قهرمانان حماسی با برخورداری از سرشتی الوهی، به عنوان نمونة آرمانی جامعه که پاسخگوی بسیاری از نیازها و آرزوهای دست نیافتنی انسانهاست، پرورده میشوند. آنان علاوه بر نیروی جسمانی و قوای طبیعی، از نیروهای فراطبیعی و ماورایی برای پسِ پشت گذاشتن موانع و مشکلات زندگی بهره میبرند. یکی از این نیروهای فراطبیعی ارتباط آنان با ارواح مردگان است. پژوهش حاضر با تکیه بر روش تحلیلی_توصیفی انجام یافته است. یافتههای این پژوهش به دو دسته قابل تقسیم بندی است؛ 1. چگونگی ارتباط قهرمانان حماسه با ارواح مردگان که عبارتند از: سفر قهرمان به جهان مردگان، گفتگو با ارواح نیاکان در خواب، تجلی ارواح و مشاهده آنها در عالم مادی. 2. تاثیرات دو سویة ارواح مردگان و قهرمانان بر یکدیگر چنانکه ارواح مردگان برای قهرمان از آینده پیشگویی میکنند یا زبان به پند و اندرز و گلایه میگشایند. گاه ناپایداری دنیا را فرا یاد میآورند و گاه در افشای رازی میکوشند. قهرمان نیز، خبر از خانواده و نزدیکان ارواح مردگان میدهد یا به درخواست ارواح برای آرامش آنان آیین سوگواری برپا میکند. بدین ترتیب، نگرشی اینچنین در آثار حماسی، میتواند در شناخت زمینههای فکری و اجتماعی اقوام و ملل گذشته سودمند واقع شود.