ارزیابی حدت و مطالعه فیلوژنی ویروس بیماری نیوکاسل جدا شده از مرغداری های گوشتی استان مازندران
نویسندگان
1 استاد گروه علوم درمانگاهی، دانشکده دامپزشکی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 دامپزشک فعال در بخش خصوصی، بیمارستان دامپزشکی اختصاصی طیور البرز، آمل، ایران
3 استادیار مؤسسه تحقیقات واکسن و سرمسازی رازی، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، کرج، ایران
4 استادیار مؤسسه تحقیقات واکسن و سرمسازی رازی، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، کرج، ایران
5 استادیار مؤسسه تحقیقات واکسن و سرمسازی رازی، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، کرج، ایران
doi
10.22055/ivj.2021.287636.2375چکیده
بیماری نیوکاسل از بیماریهای مهم ویروسی طیور است که خسارت اقتصادی قابل توجهی را به واحدهای پرورشی وارد میسازد. برای کنترل همهگیری این بیماری، ارزیابی مداوم پاتوتیپ و ژنوتیپ ویروسهای در گردش ضروری است. پژوهش کنونی با هدف مطالعه فیلوژنی و تعیین شاخصهای بیماریزایی ویروس نیوکاسل در گردشِ مرغداریهای استان مازندران طی همهگیری سال 1397 انجام شد. پس از جداسازی ویروس از مغز جوجههای تلف شده متعلق به پنج مرغداری مختلف، شاخصهای بیماریزایی داخلمغزی و متوسط زمان القای مرگ جنینی آنها تعیین شد. برای انجام آنالیز فیلوژنی، به دنبال استخراج RNA و انجام RT-PCR، توالی ژن F تعیین و با ویروسهای موجود در بانک ژن مورد مقایسه قرار گرفت. نتایج نشان داد که ویروسهای عامل همهگیری با شاخص بیماریزایی داخلمغزی 97/1 و متوسط زمان مرگ جنینی 56 ساعت، متعلق به پاتوتیپ ولوژن، و از نظر حدت نزدیک به سویههای استاندارد چالش بودند. همچنین بر اساس نتایج آنالیز فیلوژنی، این ویروسها در دستهی ژنوتیپ VII قرار گرفتند. با تعیین هویت فنوتیپی و ژنوتیپی ویروسهای جدا شده، شواهد بالینی و کالبدگشایی منبی بر ولوژنیک و احشایی بودن شکل بیماری به تأیید رسید. این مطالعه نشان داد ویروس عامل تلفات در گلههای طیور صنعتی استان مازنداران در سال 1397، حدتی نزدیک به سویههای استاندارد چالش و در دستهی ویروسهای نیوکاسل با ژنوتیپ VII و سابژنوتیپ VII.1.1 قرار دارد؛ لذا میتوان از این جدایه به عنوان یک سویه بومی حاد، برای انجام آزمایشهای چالش و ارزیابی عملکرد برنامههای واکسیناسیون پیشگیرانه، استفاده کرد.