تبیین نسبت مفهوم خودآفرینی فردی با کنش سیاسی از رهگذر دو رمان صد سال تنهایی و طوبا و معنای شب
نویسندگان
1 دانشگاه هنر اصفهان
doi
چکیده
کنش سیاسی و انقلاب، یکی از مضمونهای اصلی و مشترک در دو رمان صد سال تنهایی نوشتهی گابریل گارسیا مارکز و طوبا و معنای شب نوشتهی شهرنوش پارسیپور است. نوشتار حاضر میکوشد تا به درک و تبیین کنش سیاسی در این دو اثر بپردازد و برای فهم این معنا دیدگاههای متفکرانی چون رورتی و نیچه را مورد مداقه قرار میدهد. رورتی برای تمایز امر خصوصی از امر عمومی از استعارهی قلممو و اهرم استفاده میبرد. در شیوهی تفکر و زیست "قلممو"، به امر خصوصی و خودآفرینی فردی اهتمام میشود. اما در افق فکری "اهرم"، توجه به امر عمومی، همبستگی اجتماعی و عدالت از بیشترین اهمیت برخوردار است. در این مقاله سعی بر آن است تا نشان داده شود که شخصیتهای هر دو رمان اگرچه به سمت کنش سیاسی تمایل پیدا میکنند، ولی در حقیقت برآنند تا از رهگذر این کنش سیاسی، در طرحی نو که برای حیات خویش در میافکنند، به خود آفرینی فردی رسیده و از احساس شکست، تنهایی و اندوه رهایی یابند. این مقاله میکوشد تا نشان دهد این افراد با شیوهی تفکر قلممویی به سوی شیوهی اهرمی حرکت میکنند، اما در نهایت در این طرح با شکست مواجه میشوند؛ چراکه عزیمتگاه این افراد به سوی امر اجتماعی و کنش سیاسی، همین حس تنهایی و اندوه است. به عبارت دیگر آنها تصور روشنی از امر سیاسی ندارند و برای رهایی از رنج درون خواهان انقلابی تام و تمام در جهان بیرون هستند.