بررسی مفهوم قدرت در شعر عرفانی عصر صفوی
نویسندگان
1 دانشجوی دکترای زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه بین المللی امام خمینی(ره)
2 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه بین المللی امام خمینی قزوین
doi
10.30465/cpl.2020.4477چکیده
به اعتقاد تحلیلگران گفتمان انتقادی، متون، منعکسکنندۀ تاریخ، روابط و ساختارهای اجتماعی، ایدئولوژی و کارکرد قدرت هستند و ازاینرو میتوانند زمینهای مناسب در مطالعات تحلیل گفتمان و نقد زبانشناختی باشند. اشعار عرفانی عصر صفوی، از چنین منظری، دلالتهای ضمنی مهمی دارند و بخشی از واقعیات آن عصر را آینگی میکنند. بسامد بالای عناصر شیعی (نشانهای از التقاط تشیع و تصوف)، حضور بالای نهاد در جملات (نشانهای از بیپروایی شاعران در بیان ما فیالضمیرشان که خود معلول پیوند ایشان با مرکز قدرت است)، فراوانی جملات معلوم و بلند (نشانهای از اطمینان گویندگان به گزارههای طرح شده) و... بخشی از این دلالتهای ضمنی است. از سوی دیگر حواله دادن برخی کاستیها به مردم عصر و زهاد و واعظان یا قضای ایزدی، نشان میدهد که این گویندگان یا همچنان زیر سیطرۀ نگاه غالب و سنتهای ادبی و عرفانی هستند یا به اقتضای روابطی که با مرکز حکومت دارند نمیتوانند انتقادات را مستقیماً به سران حکومت و بدنۀ اصلی آن متوجه بکنند.