تحلیل فلسفی نظریه های مدیریت دولتی در چارچوب پارادایم های جامعه شناختی

نویسندگان

1 دانشیار گروه مدیریت، دانشکده مدیریت و اقتصاد، دانشگاه سیستان وبلوچستان، زاهدان، ایران.

2 دانشجوی دکتری مدیریت دولتی، دانشکده مدیریت و اقتصاد، دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران.

3 دانشجوی دکتری مدیریت دولتی، دانشکده مدیریت و اقتصاد، دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران.

doi
10.22111/jmr.2024.44978.5966
چکیده

سیر تحول نظریه های مدیریت دولتی از دوران مدیریت دولتی مدرن تا عصر حاضر را می توان در چارچوب نظریه های مدیریت دولتی کلاسیک ، مدیریت دولتی نوین،  خدمات عمومی نوین و حکمرانی  خوب   طبقه بندی نمود. در مقاله حاضر تلاش بر آن است تا ضمن تبیین  مبانی هستی شناسی ، معرفتی شناسی ، انسان شناسی و روش شناسی نظریه های مدیریت دولتی ، این نظریه ­ها در پیوستار  جامعه شناسی نظم تا جامعه شناسی تغییر بنیادی و عینی گرایی تا ذهنی گرایی مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرند . با  کنکاش در سیر تحول  مبانی هستی شناسی ، معرفت شناسی ، انسان شناسی و روش شناسی پارادایم ها یا شبه پارادایم های مدیریت دولتی می توان اظهار داشت که در گفتمان و پارادایم های مدیریت دولتی سنتی یا کلاسیک ، مدیریت دولتی نوین یا همان نهضت های مدیریت گرایی ،  گزاره های عینی گرایی ، اصالت تجربه ، انسان سلسله مراتبی و فرمانبردار و روش شناسی قانون بنیاد با جهت دهی بر تعمیم اصول و نظریه های مدیریت دولتی فراسوی مرزهای زمانی و مکانی جوامع مورد توجه قرار گرفته است. پارادایم های خدمات عمومی نوین ، حکمرانی خوب و مدیریت ارزش عمومی هر چند در بخش های کارکردی و فنی متاثر از جامعه شناسی کار کرد گرا هستند، اما در بعد هنجاری و ارزشی در چارچوب پارادایم های جامعه شناختی متمایل به جامعه شناسی تفسیری بوده  و در عین حال  بر نظم دهی و ثبات نسبی توام با تغییرات محدود و کنترل شده متمرکز هستند. نظریه های  انتقادی و مدیریت دولتی  فرا مدرن  با تاکید بر گزاره های فرا عینی گرایی ،ساختارهای منعطف و آزاد،  رابطه بین الاذهانی، فرا تجربه گرایی، پذیرش حق انتخاب آگاهانه و رهایی بخشی در چارچوب پارادایم انسان گرایی بنیادی مورد بررسی قرار می گیرند.