گفتمان تنهایی در غزلیات شمس‌الدین محمد حافظ شیرازی و اشعار آفاناسی آفاناسی‌یویچ فت با رویکرد نشانه‌معناشناسی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه الزهرا(س)

2 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه الزهرا(س)

3 استاد زبان و ادبیات روسی دانشگاه تهران

doi
10.30465/cpl.2020.5197
چکیده

           در نشانه-معناشناسی فرآیند تولید معنا با شرایط حسی-ادراکی پیوند می­خورد، بنابراین مقاله حاضر به تحلیل گفتمان تنهایی در غزلیات حافظ و اشعار شاعر روسی، آفاناسی فِت، با رویکرد حسی-ادراکی شامل ادراک برونه‌ای، ادراک درونه­ای، تمامیت معنا، تنش گفتمان، مرکزیت شوِشگر حسی-ادراکی، عملیات شاخصه­ای، جهت­مندی فضای تنشی، عناصر حاضر در فضای تنشی، افعال مؤثر، آهنگ و نمود، صحنه عاطفی، چشم­انداز، آمادگی عاطفی، هویّت شوِش عاطفی، هیجان و بُعد ارزشی گفتمان می­پردازد. از آنجا که هیچ گفتمانی نمی­تواند مستقل از گفتمان­هایی که قبل از آن شکل گرفته عمل کند و همچنین شاعر روسی به ترجمه غزلیات حافظ نیز پرداخته و از فرهنگ شرقی شناخت داشته است، پژوهش حاضر در نظر دارد با روش توصیفی-تحلیلی، چگونگی تولید جریان سیال معنای تنهایی را در شعر حافظ و فت بررسی کند. نتایج تحقیق گویای آن است که هر دو شاعر فارسی و روسی با تمام عناصر گفتمان عاطفی، شامل افعال مؤثر، واژگان و صحنه‌های عاطفی، برونه­ها و درونه‌ها، پیش­تنیدگی و پس‌تنیدگی­ها به القا، باور و ایجاد فرآیند روایی- تنشی تنهایی در شعر خود پرداخته­اند و بر اثر آن دو گونه عاطفی و شناختی در تعامل با یکدیگر قرار می­گیرند، که منجر به شکایت از تنهایی یا شکل گیری نظام ارزشی سعادتمندی در خلوت می­شود.