بررسی، تحلیل و نقد طبقه‌بندی استعاره در آثار بلاغی

نویسندگان

1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه قم

doi
10.30465/cpl.2020.4405
چکیده

پس از شکل‌گیری پایه‌های نخستینِ علوم بلاغی، در مرحلۀ بعد پژوهشگران این عرصه به طبقه‌بندی کرانه‌های مختلف این دانش پرداختند. استعاره از قلمروهای اولیه‌ای است که از آغاز پی‌ریزی بلاغت، همواره مورد اهتمام بلاغیون بوده است. هنگامی‌که گسترۀ بلاغت وارد مرحلۀ طبقه‌بندی گردید، طبعاً استعاره نیز از این قاعده مستثنا نبود. بررسی آثار بلاغی مختلف در حوزۀ بلاغت عربی و فارسی نشان می‌دهد طبقه بندی استعاره ادوار مختلفی را در دو قلمروی بلاغت عربی و فارسی پشت سر گذرانده است.پژوهش حاضر تطور طبقه‌بندی استعاره را در امهات آثار بلاغی عربی و فارسی از روزگار نخستین تا عصر حاضر بررسی کرده است. بر این اساس می‌توان برای طبقه‌بندی استعاره در آثار بلاغی عربی سه مرحله و در آثار بلاغی فارسی شش مرحله در نظر گرفت. حاصل پژوهش نشان می‌دهد طبقه‌بندی آثار فارسی از قرن یازدهم به‌صورت کامل متأثر از آثار سکاکی، خطیب قزوینی و تفتازانی بوده است، هرچند برخی آثار بلاغی نقدهای اندکی نیز بر این طبقه‌بندی‌های مذکور وارد کرده‌اند؛ اما در روزگار ما برخی آثار بلاغی ضمن نقد طبقه‌بندی مرسوم، سودمندی خاصی را بر آن مترتب ندیده‌اند و برخی با نقد این طبقه‌بندی‌ها، مواردی بر آن‌ها افزوده‌اند.