نقد یک‌سویگی در نظریة استعاره مفهومی

نویسندگان

1 استادیار پژوهشکده زبان و ادبیات، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

doi
10.30465/cpl.2020.4458
چکیده

نظریة استعارة مفهومی، که از زبان شناسی شناختی برآمده است، در دو دهة اخیر بسیار محل توجه پژوهشگران واقع شده است، از جمله ایرانیان. این نظریه دارای برخی نقاط ضعف است که شاید بتوان با نقد و تحلیل آن در اصلاح و تقویتش کوشید. لیکاف و جانسون یکی از اصول استعاره مفهومی را اصل یک‌سویگی نگاشت استعاری می‌دانند و مدعی‌اند که نگاشت استعاری همیشه از سوی حوزة مبدأ به سوی حوزه مقصد جریان دارد، نه بالعکس. در این مقاله که با هدف نقد و تقویت اصل یک‌سویگی نگارش یافته، مشخص شد که برخلاف دیدگاه لیکاف و جانسون، نگاشت استعاری دو سویه است و همان گونه که حوزة مقصد را از طریق حوزة مبدأ سامان دهی و معرفی می‌کنیم، حوزة مبدأ را نیز می‌توانیم بر اساس حوزة مقصد سامان دهی نماییم. اما اگر وجه شبه را که از سوی لیکاف و جانسون نادیده گرفته شده، در نظر بگیریم، می‌توان گفت که برای بیان یک مفهوم یا وجه شبه، نمی‌توان دو حوزه را جا بجا کرد. یعنی با لحاظ کردن وجه شبه یا مفهوم واحد، نگاشت استعاری یک‌سویه می‌شود، مگر در استعاره‌هایی که وجه شبه به یک میزان وصف هر دو حوزه است.