عوامل جامعه شناختی گرایش زنان و دختران به مدلینگ در شهر تهران (مطالعه موردی: زنان و دختران بالای 18 سال شهر تهران)

نویسندگان

1 دانشجو دکترای جامعه شناسی، واحد بوشهر، دانشگاه آزاد اسلامی، بوشهر، ایران

2 استادیار گروه روانشناسی، واحد بوشهر، دانشگاه آزاد اسلامی، بوشهر، ایران

3 دانشیار، گروه جامعه شناسی، واحد بوشهر، دانشگاه آزاد اسلامی، بوشهر، ایران (نویسنده مسئول)

doi
10.22038/mjms.2022.63316.3711
چکیده

این مطالعه با هدف بررسی علل و عوامل جامعه‌شناختی گرایش زنان و دختران بالای 18 ساله تهرانی به مدلینگ انجام شده است. روش تحقیق پیمایش کمی و از نوع «توصیفی/تحلیلی» می‌باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر، کلیة از زنان بالای 18 سال شهر تهران بودند. حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران 385 نفر تعیین شد که این تعداد را به 400 مورد افزایش دادیم. ابزار گردآوری پرسشنامه و شیوه نمونه‌گیری خوشه‌ای چندمرحله‌‌ای بود. برای بررسی و تحلیل سوال‌های پژوهش ابتدا نرمال بودن داده‌ها با استفاده از آزمون کولموگروف/اسمیرنوف مورد بررسی قرار گرفت و پس از مشخص‌شدن نرمال‌بودن داده‏های تحقیق، رابطه بین متغیرها با ضریب همبستگی پیرسون با استفاده از نرم‌افزارspss 22 سنجیده شد و در نهایت نیز برای بررسی ضریب نیکویی برازش متغیرهای فرضیات اصلی پژوهش از نرم‌افزار ایموس 24 استفاده گردید. یافته‌ها نشان می‌دهد بین طبقه اجتماعی، رضایت از بدن، میزان استفاده از رسانه‌های جمعی، مصرف فرهنگی، سرمایه فرهنگی (تجسدیافته، عینیت‌یافته و نهادینه‌شده)، سرمایه اقتصادی، سرمایه اجتماعی (انسجام اجتماعی، عضویت در شبکه‌های اجتماعی با گرایش زنان و دختران تهرانی رابطه معنادار و مثبتی وجود دارد. اما، بین متغیرهای اعتقاد دینی و مناسک دینی با گرایش زنان و دختران تهرانی رابطه معنادار و معکوس مشاهده شد. نتایج نشان می‌دهد گرایش مدلینگ در بین زنان و دختران تهرانی هویدا است، بر محور هویت اشتهاری و تفرد می‌چرخد. شهر تهران با نوعی آزادی انتخاب و تمایزیابی سنتی به مدرن در حرکت است که در آن دیده‌شدن و مصرف نمایشی به بخشی از زندگی زنان تبدیل شده است.