باید و نبایدهای اخلاق فردی و اجتماعی در مخزنالاسرار ( با رویکرد تاریخ اجتماعی)
نویسندگان
1 استادیار پژوهشکدة زبان و ادبیات، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
2 دانشجوی کارشناسی ارشد ادبیات فارسی- پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
doi
10.30465/cpl.2019.4284چکیده
ادبیات، بویژه در ژانر تعلیمی، از جمله ابزارهای تجویز هنجارهای اخلاقی است. نقل حکایت در این ژانر یکی از بهترین شگردها برای اثبات حقانیتِ خوی مورد نظر محسوب میشود؛ زیرا حکایتها یا از زیست روزمرة مردمان اقتباس میشوند و نتیجهای عینی و مشهود دارند و یا برای اقناع مخاطب در فضایی باورپذیر برساخته میشوند. در هردوحالت و کاملاً فارغ از اینکه کاراکترهای حکایتِ منقول، انسان باشند یا جانوارانی با نقشهای نمادین، دو نکتة مبرهن را میتوان از خلال این حکایتها دریافت: نخست اینکه خُلقِ تشویق یا نهیشده در حکایت، مورد نظر و تاییدِ پدیدآورنده است؛ دوم اینکه خُلق مورد تقبیح، مبتلابه مردمان زمانة پدیدآورندة متن، و خُلق مورد تشویق، فراموششدة مردمان آن زمانه بوده است که شاعر یا نویسنده برای نهی یا تشویق آن، احساس نیاز کرده است. در این پژوهش، خلق و خوی شخصیتها در تمامیِ بیست حکایت مخزنالاسرار نظامی با آمارهای دقیق، احصا و با روش توصیفی-تبیینی مورد بررسی قرار گرفته است. این بررسی نشان میدهد بخش عمدة خلقیات این حکایتها (11 حکایت) به تبیین خلقی رابطة مردم با زیستشان در جهان غیرمادی، پس از آن (7 حکایت) به تبیین رابطة مردم با حکومت، و فقط دو حکایت به تبیین رابطة مردم با یکدیگر ناظر بوده است.