بررسی پروفایل متابولیک در زمان جفت‌گیری، آبستنی و اوایل شیرواری در میش های نژاد کبوده شیراز

نویسندگان

1 استاد گروه علوم درمانگاهی، دانشکده دامپزشکی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران

2 دانشجوی دکتری تخصصی، گروه علوم درمانگاهی، دانشکده دامپزشکی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران

3 دانشیار گروه علوم درمانگاهی، دانشکده دامپزشکی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران

4 استادیار گروه علوم درمانگاهی، دانشکده دامپزشکی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران

5 استادیار مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی فارس، ایران

doi
10.22055/ivj.2022.340124.2462
چکیده

    این مطالعه با هدف بررسی وضعیت تعادل انرژی در دوران جفت­گیری، آبستنی و پس از بره­زایی و ارتباط آن با پیامدهای تولیدمثلی در گوسفند کبوده شیراز انجام شد.  30 راس میش کبوده شیراز سالم که در شرایط صنعتی نگهداری شده بودند به طور تصادفی انتخاب شدند.  در طول بره­زایی، میش­ها از نظر میزان تکثیر و همچنین سقط جنین و وزن بره­ها در بدو تولد بررسی شدند.  خون­گیری در طول جفت­گیری، در دو تا چهار هفته آخر بارداری و یک تا دو هفته پس از زایمان انجام شد.  سطح سرمی فاکتور رشد شبه انسولین 1(IGF-1)، انسولین، اسیدهای چرب غیر استریفیه (NEFA) و اسید بتا هیدروکسی بوتیریک (BHBA) و پروژسترون مورد ارزیابی قرار گرفت.  افزایش قابل توجهی در سطح IGF-1 در اواخر آبستنی در مقایسه با اوایل شیرواری مشاهده شد.  علاوه بر این، غلظت BHBA در دوران آبستنی و پس از زایمان نسبت به زمان جفت‌گیری به طور معنی‌داری افزایش یافت.  حداکثر غلظت BHBA و NEFA در پایان آبستنی و پس از زایمان به ترتیب در آبستنی­های دوقلو و تک قلو بود.  علاوه بر این، بالاترین غلظت BHBA با کمترین BCS میش همراه بود.  همچنین بین وزن بره و NEFA، BHBA و پروژسترون همبستگی مستقیم و معنی­داری وجود داشت.  در نتیجه، شاخص‌های سرمی تعادل انرژی، به ویژه انسولین و BHBA، تا حد زیادی تحت تأثیر مراحل تولید مثلی، به ویژه آبستنی و تعداد بره‌ها در میش‌های کبوده شیراز قرار دارند.  شناسایی دقیق این تغییرات در تشخیص شرایط غیرطبیعی و اختلالات متابولیکی و تغذیه­ای در این نژاد ضروری است.