بررسی ابعاد شناختی تصمیمگیری در مدیران؛ آیا فرآیندهای شناختی تصمیمگیری در مدیران متفاوت است؟
نویسندگان
1 استاد مدیریت استراتژیک، دانشکده مدیریت و حسابداری دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.
2 دانشجوی دکتری مدیریت استراتژیک، دانشکده مدیریت و حسابداری دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.
doi
10.22111/jmr.2023.43359.5840چکیده
یکی از مهمترین کارکردهای مدیران در سازمانها مسئله تصمیمگیری است. توسعه روششناسیهای مبتنی بر علوم اعصاب شناختی، امیدهایی را برای پژوهشگران مدیریت به وجود آورده تا ضمن درک عمیقتر این کارکرد مهم مدیریتی، فرصتهایی برای مداخله و بهبود آن شناسایی کنند. با این وجود، شواهد تجربی در خصوص ابعاد شناختی تصمیمگیری در مدیران، بسیار اندک است و این مسئله تلاش برای دستیابی به بنیان نظری لازم برای توسعه ابزارها و روشهای بهبود تصمیمگیری در بستر علوم اعصاب سازمانی را با چالش مواجه ساخته است. در تلاش برای پاسخ به این نیاز، در این مقاله مبتنی بر دیدگاه فلسفی اثباتگرا، رویکرد استدلال استقرایی و استراتژی تجربی و آزمایشگاهی، دو فرایند مهم در بروز کژکارکردهای تصمیمگیری در دو بعد زمانی (با شاخص تنزیل تعویقی) و عدمقطعیت (با شاخص ریسکپذیری) مورد بررسی قرار گرفته است. برای این منظور، 62 آزمودنی (33 زن) در دو گروه مدیران و افراد فاقد سابقه مدیریتی، بهصورت تصادفی آزمونهای رفتاری تنزیل تعویقی (DDT) و ریسکپذیری (BART) را انجام دادند. نتایج نشان داد که در شاخص تنزیل تعویقی تفاوت معنیداری بین مدیران و سایرین وجود ندارد. بااینوجود، در شاخصهای مربوط به ریسکپذیری، مدیران از سطح ریسکپذیری بیشتری نسبت به افراد فاقد سابقه مدیریتی برخوردار بودند. نتایج این مطالعه به پژوهشگران حوزه علوم اعصاب سازمانی، در درک بهتر ابعاد شناختی تصمیمگیری در مدیران و تلاش برای ارائه راهکارهای عینی برای بهبود آن کمک خواهد کرد.