تغییرات الگوی روایی منظومههای پهلوانی بعد از شاهنامه (با تأکید بر روایت سامنامه)
نویسندگان
1 استادیار زبان و ادبیات فارسی/ دانشگاه فردوسی مشهد
2 1. دکترای زبان و ادبیات فارسی. دانشگاه فردوسی مشهد
3 استادیار زبان و ادبیات فارسی/ دانشگاه فردوسی مشهد
doi
چکیده
منظومههای حماسی پس از شاهنامه، در عین تقلید این آثار از متن معیار شاهنامة فردوسی در سطوح زبانی و ادبی، در سطح روایی دچار تغییرات عمیقی شدهاند. در این پژوهش، به منظور بررسی این تغییرات، الگوی روایی و کیفیت ترکیب پیرفتها در چهار متن گرشاسپنامه، برزونامه، شهریارنامه و در نهایت، به طور خاص، سامنامه مقایسه و تحلیل شده است. در مرحلة نخست به بررسی شیوههای مختلف ترکیب پیرفتهای هر منظومه پرداخته شده و نتایج تحلیل در قالب چهار فرمول کلّی ارائه شده است. در ادامه با در نظر گرفتن بسامد و کارکرد پیرفتهای فرعی به این نتیجه رسیدیم که تغییر اساسی کارکردِ منظومههای حماسی در دورههای متأخّر و تمرکز بیشتر سرایندگان بر قصهگویی، منجر به شکلگیری گفتمانی خاص با ویژگیهایی چون تکثّر پیرفتهای فرعی با کارکرد یکسان یا مشابه و به تبع آن تکثّر شخصیتهای مختلف با خویشکاری یکسان و از سوی دیگر به تعویق افتادن هر چه بیشتر گرهگشایی در این منظومهها، خصوصا سامنامه شده است، که این موارد نمایانگر تأکید بیشتر سرایندگان بر کنشهای خاص و قصهگویی است که احتمالا نتیجة مستقیم در نظر گرفتن پسند و سلیقة روایتشنویی متفاوت با روایتشنوی آثار حماسی اصیل بوده است.