مدل سازی سه بعدی و ارزیابی ذخیره کانسار مس دره زرشک یزد با استفاده از روش های تخمین کلاسیک و زمین آماری

نویسندگان

1 استادیار دانشکده مهندسی علوم‌زمین، دانشگاه صنعتی اراک، اراک، ایران

2 دانش‌آموخته کارشناسی‌ارشد، دانشکده مهندسی علوم‌زمین، دانشگاه صنعتی اراک، اراک، ایران

doi
10.22084/nfag.2022.25152.1490
چکیده

در پژوهش حاضر به­منظور شناخت کامل کانسار مس دره­زرشک یزد، مدل سه­بعدی چاه­نگار لیتولوژی گمانه­ها، نیمرخ­های عرضی لیتولوژی و عیارسنجی منطبق بر پروفیل­های پوشش­دهنده کل محدوده و مدل سه­بعدی لیتولوژی کانسار به­کمک نرم­افزار Rockworks ترسیم شد. بر این اساس لیتولوژی غالب منطقه را سنگ­آهک، سنگ­های اسکارنی، ماسه­سنگ، دیوریت، گرانودیوریت، کوارتزیت و مونزونیت تشکیل می­دهند و سطح محدوده نیز بیشتر توسط روباره، شیل و آهک پوشیده شده است. بسته به شرایط کانسار برای تخمین ذخیره از روش کلاسیک عکس مجذور فاصله و روش زمین­آماری کریجینگ با کمک نرم­افزار Surpac استفاده شد. بر اساس واریوگرافی کانسار با استفاده از نرم­افزار WinGslib کانسار دارای ناهمسانگردی هندسی است و مقدار شعاع تجسس بیشینه در راستای با آزیموت صفر درجه برابر با 130 متر، شعاع تجسس متوسط در راستای با آزیموت 90 درجه برابر با 100 متر و شعاع تجسس کمینه در راستای قائم با آزیموت صفر درجه برابر با 40 متر بدست آمد. بعد از مدلسازی هندسی و ساخت مدل بلوکی کانسار، تخمین ذخیره کانسار به­ازای عیارحدهای 1/0، 2/0، 3/0، 4/0 و 5/0 درصد مس انجام شد و نتایج آنها با یکدیگر مقایسه شد. نتایج محاسبه ذخیره نشان می­دهد که اختلاف میزان ذخیره محاسبه­شده با روش­های مذکور نسبتاً زیاد و مثلاً به­ازای عیار حد 1/0% در حدود 1547600 تن یعنی 7/5% می­باشد. اگرچه روش عکس مجذور فاصله از دقیق­ترین روش­های کلاسیک تخمین ذخیره است، اما روش زمین­آماری کریجینگ با در نظر گرفتن ساختار فضایی منطقه، به­دلیل نااریب بودن و داشتن کمترین واریانس تخمین، دقیق­تر بوده و از درجه اعتبار بیشتری برخوردار است.