احصاء مدل سکوت سازمانی زنان در دانشگاه‌ها

نویسندگان

1 دانشجوی دکترای مدیریت دولتی، دانشکده علوم اداری و اقتصاد، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران

2 دانشیار گروه مدیریت، دانشکده علوم اداری و اقتصادی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد ایران.

doi
10.22111/jmr.2022.40405.5643
چکیده

سکوت سازمانی یکی از مسائلی است که سازمانها پیوسته درگیر آن هستند اما به دلیل ماهیت پیچیده این مسئله، اغلب، نبود صدای مخالف به معنی نبود مسئله تلقی می­گردد. پژوهش حاضر با هدف دستیابی به مدلی در حوزه سکوت سازمانی زنان در دانشگاه با استفاده از روش نظریه داده بنیاد صورت گرفته است. اهمیت پرداختن به سکوت سازمانی زنان تاکید بر این نکته مهم است که زنان متخصصی که در سازمان مشغول به کار می­شوند و انتظار می­رود از دانش خود در راستای اهداف سازمان قدم بردارند تصمیم به سکوت و انسداد فرآیند تسهیم دانش می­گیرند. برای استخراج مولفه­های اصلی و تاثیرگذار بر سکوت سازمانی زنان، از مصاحبه نیمه­ساختار یافته استفاده شده است و با 20 نفر شامل زنان استاد دانشگاه، مدیران گروه و متخصصان (مرد و زن) در دانشگاه با استفاده از روش نمونه­گیری هدفمند، مصاحبه عمیق صورت گرفته است. در پژوهش حاضر با استفاده از روش داده بنیاد، در مرحله کدگذاری باز، 6 مقوله محوری، 30 مفهوم و 668 کد استخراج شده است. یافته­های حاصل از این پژوهش نشان می­دهد که اصلی ترین دلیل سکوت زنان در سازمان «ساختار مردانه» و «درماندگی آموخته شده» توسط زنان است که در مرور زمان و به تدریج آموخته­اند که نظر دادن و صحبت کردن در مورد مسائل سازمان که غالبا از طرف سیستم نادیده گرفته می­شود و از طرفی برای آنها هزینه­هایی را در بر خواهد گرفت؛ صرف­نظر کنند.