تأثیر فعالیت سرمی کاتالاز و سوپراکسید دسموتاز بر کتوز تحت بالینی و نرخ آبستنی در اولین تلقیح در گاوهای شیری هلشتاین

نویسندگان

1 استادیار گروه علوم درمانگاهی، دانشکده دامپزشکی، واحد شهرکرد، دانشگاه آزاد اسلامی، شهرکرد، ایران

2 دانش آموخته دکترای حرفه ای دامپزشکی، دانشکده دامپزشکی، واحد شهرکرد، دانشگاه آزاد اسلامی، شهرکرد، ایران

3 استادیار گروه علوم درمانگاهی، دانشکده دامپزشکی، واحد شهرکرد، دانشگاه آزاد اسلامی، شهرکرد، ایران

doi
10.22055/ivj.2020.219105.2230
چکیده

    یکی از ناهنجاری‌های متابولیکی که در اثر اختلال در متابولیسم انرژی در اوایل دوره­ی شیردهی به وجود می‌آید، بیماری کتوز است. جمعیت مورد مطالعه، 45 رأس گاو شیری پر تولید نژاد هلشتاین بین 3 تا 5 شکم زایش از مزارع پرورش گاوهای شیری در توابع استان اصفهان می­باشد. نمونه خون هر گاو 21-7 روز بعد از زایمان اخذ و نمونه‌های سرمی تهیه گردید. اندازه­گیری بتاهیدروکسی بوتیرات (hydroxybutyrate; BHBA -β) توسط کیت رندوکس، فعالیت سوپراکسید دسموتاز به روش nitroblue tetrazolium (NBT) و فعالیت کاتالاز سرم به کمک شیوه­ی پیشنهادی Goth (1991) انجام شد. پس از انجام تست کلین و تایید سلامت دستگاه تناسلی به روش اولترا سونوگرافی، برنامه­ی همزمانی تخمک­گذاری برای همه­ی گاوها اجرا شد.  در 45 تا 50 روز بعد از زایمان، اولین تلقیح انجام و در همین زمان با استفاده از دستگاه سونوگرافی تونیسیته رحم و وضعیت تخمدان‌ها از نظر قطر فولیکولی ارزیابی گردید. همچنین حضور یا عدم حضور علایم فحلی هم در تمامی گاوها ثبت شد. در 32 روز پس از تلقیح نیز وضعیت آبستنی گاوها توسط دستگاه اولترا سونوگرافی تشخیص و ثبت گردید. نتایج مطالعه­ی حاضر نشان داد که غلظت سوپراکسید دسموتاز (04/0 =P) و کاتالاز (08/0 =P) در گاوهای شیری مبتلا به کتوز تحت بالینی نسبت به گاوهای سالم کاهش داشته است، همچنین میزان BHBA در گاوهای آبستن با اولین تلقیح به طور معنی­داری کمتر از گاوهای غیر آبستن بود. به طور کلی می­توان چنین نتیجه گرفت که شاخص‌های استرس اکسیداتیو می‌تواند به عنوان بیومارکرهای امیدوار کننده‌ای برای پیشگویی کتوز تحت بالینی در گاوهای شیری در دوره­ی پس از زایمان باشد.