توزیع آلکالین فسفاتاز و کربوهیدرات ها در مراحل اولیه رویانی بوقلمون
نویسندگان
1 دانش آموخته دکتری بافت شناسی، گروه علوم پایه، دانشکده دامپزشکی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران
2 استاد گروه علوم پایه، دانشکده دامپزشکی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران
3 استاد، گروه علوم پایه، دانشکده دامپزشکی، دانشگاه فردوسی مشهد و گروه پژوهشی سلول های بنیادی و طب بازساختی، پژوهشکده فناوری زیستی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران
doi
10.22055/ivj.2021.286964.2373چکیده
در مطالعات تکوینی رویان، تعیین روشهای مناسب شناسایی بافتهای مختلف بسیار اهمیت دارد. هدف از این مطالعه، تعیین نشانگر مناسب در تکوین سیستم عصبی و سایر اندامها در رویان بوقلمون بوده تا راهنمایی باشد در جهت کشف نقش آنزیم آلکالین فسفاتاز در تکوین رویان، درک بهتر عملکرد اندام پس از تولد و مطالعات روند جنینی تشکیل دستگاه عصبی. رویانهای بوقلمون در مراحل (H&H)31-19، با استفاده از تکنیکهای هیستوشیمی و ایمونوهیستوشیمی مطالعه شدند. نتایج نشان داد که سلولها تنها در طناب نخاعی، قادر به بیان نشانگر سطحی SSEA-1 بوده و سایر اندامهای مطالعه شده از نظر بیان این مارکر، منفی بودند. اگر چه در مراحل (H&H) 31-19، فعالیت آلکالین فسفاتازی منفی یا بسیار ضعیف بود اما در 5/9-9 روز پس از انکوباسیون، واکنش قلیایی مثبت در بخشهایی از طناب نخاعی، مزونفروز، گناد، آئورت پشتی و سینوزوئید کبدی مشاهده گردید. برشهای رنگآمیزی شده با تکنیک هیستوشیمی پریودیک اسید شیف (PAS) نیز حضور گلیکوژن در قلب، مزونفروز، گناد، نوتوکورد، کندروسیت و بخشهایی از طناب نخاعی را تأیید کرد. نتایج به دست آمده از تحقیق حاضر نشان میدهند که آنزیم آلکالین فسفاتاز و بیان SSEA-1 میتوانند نشانگرهای مناسبی در مطالعات تکوینی سیستم عصبی رویان باشند. همچنین میتوان از تکنیکهای هیستوشیمی پریودیک اسید شیف و آلکالین فسفاتاز قلیایی نیز به منظور مطالعه دیگر اندامها در رویان بوقلمون استفاده کرد.