دیالکتیک ایرانی در خلیج فارس: بررسی مقایسه ای روابط خارجی ایران در چهار عصر خاورمیانه باستان، اسلامی یا قرون وسطی، مدرن و معاصر
نویسندگان
1
doi
چکیده
چارچوب نظری دیالکتیک ایرانی به منظور تبیین روابط خارجی ایران در منطقه خلیج فارس از عصر باستان تاکنون بر ارتباط میان متغیرهای ملی و فراملی مبتنی میباشد. در حوزه ملی، نظام باورهای تصمیمسازان، تمایل حاکمان به بقای حکومت، اقتصاد سیاسی، ژئوپلتیک ایران و پهنه سرزمینی و در عرصه فراملی، ساختار و قواعد حاکم بر سیستم در کنار تقسیم کار بینالمللی مؤلفههای اصلی در مناسبات ایران و کنشگران منطقهای و فرامنطقهای در منطقه خلیج فارس محسوب میگردند. از همین باب، میتوان چهار شاخص را بر پایه متغیرهای مذکور در نظر گرفت که مشتمل بر واقعیات و تعینات ساختار-کارگزار، وابستگی متقابل در دو قالب متقارن و نامتقارن، بوروکراسی و کانونهای غیرحکومتی قدرت و وضعیت سیستمی میشوند. دیالکتیک مثبت ایرانی محصول تعامل کارگزار و ساختار، در سطوح منطقهای و فرامنطقهای، از عصر باستان تا سقوط پهلوی در منطقه خلیج فارس بوده، در حالی که رویکرد تجدیدنظر طلبانه این دو در قبال یکدیگر زمینه ایجاد دیالکتیک منفی ایرانی را از زمان تأسیس جمهوری اسلامی فراهم آورده است. شرایط کنونی ساختار- کارگزار در عین حال، میتواند دامنه تعامل منطقهای جمهوری اسلامی را وارد مرحله دیالکتیک مضاعف ایرانی نماید.