بررسی سنتهای قصهخوانی- نقالی و ساختار روایی «دایرهای» در حماسههای شفاهیبنیاد(بر مبنای مطالعة تطبیقی و موردی سنتهای نمایشی و ادبی)
نویسندگان
1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فردوسی مشهد
doi
چکیده
در ادب شفاهی ایران، از راویان روایات حماسی، در سدههای هشتم به بعد، با نام قصهخوان و دفترخوان و در سه سدة اخیر با نام نقال یاد شده است. منبع منظومههای حماسی پس از سدة نهم نیز بیشتر روایات این قصهخوانان و طومارهای آنها بوده است. در این جستار، نسبت بین جنبة نمایشی معرکهگیری قصهخوانان و ساختار روایی این حماسهها (بر مبنای مطالعة موردی) بررسی و این نتیجه حاصل شده که در این آثار، نوعی «ساختار دایرهای» یا «موازی» وجود داشته که ماحصل کیفیت نمایشی روایت بوده است. بدینشکل که شاعر با استفاده از کلیشههایی خاص که در نقل شفاهی و این حماسهها مشترک است، داستانها را با مفاصلی به هم وصل میکند. هدف شاعر این بوده که مخاطب چند داستان را در ضمن هم دنبال کند؛ همچنان که در سنت نمایشی نیز نقال با توقف نقلی و شروع نقلی دیگر و پیوند خلاقانه بین داستانها و ایجاد تعلیق، بیننده را جذب نمایشش میکرد.