ارائه الگوی راهبردی ایجاد برند سبز: یک مطالعه فراترکیب
نویسندگان
1 استاد، گروه مدیریت بازرگانی دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
2 استادیار، گروه مدیریت بازرگانی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
3 دانشجوی دکتری مدیریت بازرگانی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.
4 استادیار، سازمان سنجش و آموزش کشور ایران.
doi
10.22111/jmr.2021.38257.5458چکیده
امروزه داشتن تعهد به طبیعت و اصول پایداری و تاکید بر روى حفظ محیط زیست، به عنوان بخشی از استراتژی کسب و کار است. ایجاد یک رابطه قوی و پایدار بین مصرف کننده و برند سبز مستلزم مجموعهای مشخص از خصوصیات و مزایای مربوط به کاهش اثرات محیطی محصول است. توسعه روابط برند سبز- مصرفکننده به دلیل پیچیدگیهای بخش خاص "سبز" یک کار دشوار است. این پژوهش به لحاظ هدف،کاربردی-توسعهای و به لحاظ اجرا پژوهشی کیفی (فراترکیب) میباشد. جهت گردآوری اطلاعات، مقالات مرتبط در بازه زمانی 2010 تا 2020 مورد بررسی قرار گرفت و همچنین از مصاحبههای نیمه ساختاریافته نیز استفاده گردید. با استفاده از روش فراترکیب در عین توجه یکپارچه به تمام ابعاد برند سبز، شاخصهایی را که از نظر پژوهشگران در شکلگیری برند سبز در محصولات لبنی موثر هستند، شناسایی شدند. در این پژوهش به تحلیل نتایج و یافتههای محققین قبلی پرداخته و با انجام گامهای هفت گانه سندلوسکی و باروسو (2007)، الگوی نهایی برای ایجاد برند سبز شناسایی شد. در راستای استخراج دادهها از متون با توجه به مطالعهی گستردهی ادبیات برند سبز و همچنین استفاده از نظرات اساتید و کارشناسان بازاریابی و فروش صنعت لبنیات، اقدام به کدگذاری اولیه و استخراج مفاهیم و مقوله ها شد. پس از کنار هم قرار دادن و ادغام شاخصهای بدست آمده در دو مرحله فراترکیب و تحلیل محتوا در مجموع 130 کد اولیه و 6 مقوله نهایی شامل پدیده محوری (ایجاد برند سبز)، شرایط علی (عوامل شرکتی، محصول و مشتری)، عوامل زمینهای (خرد و کلان)، شرایط واسطهگر (ارزشهای درک شده سبز، رضایت از برند سبز، شک و تردید نسبت به برند سبز، ناهماهنگی شناختی از برند سبز)، استراتژیها(استراتژی بازاریابی سبز، استراتژی زیست محیطی و جایگاه یابی) و پیامدها(ترجیح برند سبز و وفاداری) شناسایی شد.