ابتکار امنیت جهانی و میانجیگری چین در روابط ایران و عربستان؛ الگوی مفهومی شبکهای در تحلیل پویاییهای همپوش منطقهای در خاورمیانه
نویسندگان
1
2
doi
چکیده
سیاست خاورمیانهای چین در تقاطع منافع منطقهای و رقابت قدرت جهانی، به شدت وابسته به منافع و هزینههای رقابت استراتژیک بازیگران منطقهای به ویژه ایران و عربستان است. هنگامی که از سیاستهای خاورمیانهای چین سخن به میان میآید از آن به عنوان بازیگری فرصتطلب یاد میشود که تقریباً هیچ سرمایهگذاری سیاسی، امنیتی خاصی در این منطقه ندارد و از صلحی که ایالاتمتحده و اروپا به ارمغان آوردهاند بدون چالش برای پیشبرد سیاستهای خود بهره میبرد. همچنین این نگاه وجود دارد که منافع اقتصادی هسته اصلی صلح توسعهای و سیاست خاورمیانهای چین را شکل میدهند. با این حال، میانجیگری چین در روابط ایران و عربستان نقطه عطفی در ورود به پویاییهای منطقهای خاورمیانه تلقی شده است. براین اساس، این پژوهش درصدد پاسخ به این پرسش است که چگونه چین که تاکنون بازیگری حاشیهای در امور سیاسی و ژئوپلیتیک منطقهای بود، در معادلات منطقهای مشارکت میکند؟ و ورود چین به روابط ایران و عربستان و معادلات سیاسی منطقه چه تأثیری بر نظم منطقهای میگذارد؟ استدلال اصلی مقاله با تکیه بر رهیافت شبکه آن است که ورود چین به پویاییها و معادلات قدرت منطقهای در قالب ابتکارها از جمله ابتکار امنیت جهانی و دیپلماسی مداخله سازنده سبب خروج قدرت از حالت دودویی به حالت شبکهای میشود. یافتههای پژوهش با تکیه بر روش تبیین نشان می-دهد برای درک پویاییها و پیچیدگی محیط منطقهای خاورمیانه باید نگاه به سیاست جهان را از «صفحه شطرنج» به «شبکه» تغییر دهیم تا ابزارهای تحلیلی مناسبی برای ارتقاء جایگاه واحدها درون جهان شبکهای بیابیم.