هویت انسانی در انقلاب چهارم: خوانشی تطبیقی از دازاین هایدگر و اینفورگ فلوریدی
نویسندگان
1 دانشیار گروه فلسفه، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران.
2 دانشآموخته دکتری فلسفه هنر، واحد اردبیل، دانشگاه آزاد اسلامی، اردبیل، ایران
doi
10.22034/jpiut.2025.69287.4209چکیده
نقلاب چهارم با محوریت داده، نهتنها ابزارهای زندگی انسانی، بلکه بنیانهای هویت او را نیز دگرگون ساخته است. این مقاله با تکیه بر انسانشناسی دو دستگاه نظری ناهمگونِ هایدگر و فلوریدی نشان میدهد که هیچ یک از این دو بهتنهایی قادر به تبیین کامل هویت انسانی در جهان دیجیتال نیستند. این نتیجه از رهگذر تحلیل سه محور اصلی به دست آمده است: نخست، افق هویتی با تمایز میان «جهان» بهمثابه میدان معناسازی و «اینفوسفر» بهمثابه اکوسیستم اطلاعاتی؛ دوم، همبودگی با مقایسهی بودن-با هایدگری و همزیستی انسان با عاملهای مصنوعی؛ و سوم، ریخت زمانی با بررسی زمانمندی اگزیستانسیال در برابر پویایی دادهها. تحلیل این سه محور نشان داد که اینفورگ فلوریدی در تحلیل لایههای اکولوژیک و شبکهای هویت توانمند است، اما قادر به حمل افق معنا و زمانمندی نیست. در مقابل، دازاین هایدگر میتواند این ابعاد بنیادین را تبیین کند، اما نسبت به پیچیدگیهای محاسباتی و شبکهای عصر دیجیتال سکوت میکند. برآیند این تحلیل، پیشنهاد مدلی «دو-لایهای» برای هویت در جهان دیجیتال است: لایهی اگزیستانسیال–تفسیری، افق معنا را حفظ میکند؛ و لایهی اطلاعاتی–اکولوژیک، محیطی است که کنشها در آن شکل میگیرند. بدینسان، تلاش این پژوهش ارائه چارچوبی نظری برای فهم هویت انسانی در انقلاب چهارم است که فراتر از دادهزیستی صرف و محدودیتهای اگزیستانسیالیسم کلاسیک، چشماندازی برای فهم هویت انسانی در عصر دیجیتال فراهم میکند بدون آنکه مدعی تبیینی کامل یا جامع باشد.