رابطه خطوط و فرم‌های هندسی در ایجاد درک متافیزیکی بر پایه آراء هگل

نویسندگان

1 دانشیار گروه هنر و معماری، واحد بیرجند، دانشگاه آزاد اسلامی، بیرجند، ایران

doi
10.22034/jpiut.2025.68512.4162
چکیده

محیط طبیعی یا مصنوع، متشکل از خطوط، فرم­ها و احجامی است که در انسان حس و ذهنیتی ایجاد می‌کند که با حواس پنجگانه احساس می­‌شود و گاه منجر به درک متافیزیکی خاصی از محیط می­‌گردد؛ مثلاً گاه یک محیط ترسناک و یا ممکن است آرام‌­بخش ادراک ­شود. در طبیعت، هندسه‌­ای پنهان است که امروزه برخی از قوانین ریاضی و هندسه اقلیدسی و نااقلیدسی آن شناسایی شده است. افلاطون معتقد است، هندسه، روح را به سمت حقیقت می­‌کشاند؛ در حالی که هنر دروغ را نمایان می­کند. فلاسفه­ ایدئالیست، نوعی اولویت را برای ذهن قائل بودند. هگل از جمله فلاسفه­‌ای است که ایدئالیست محسوب می‌­شود و به نقش روح در اثر هنری اعتقاد وافری داشته است. از این رو اندیشه هگل به گونه­ای مرتبط با روح اثر و هندسه است. این پژوهش در پی پاسخ به این پرسش است که رابطه هنر و هندسه چگونه است و قوانین هندسی چه نقشی در ادراک متافیزیکی فضا دارد و اندیشه و آراء هگل چه تأثیری در بیان روح پدیدارها در شکل هندسی دارد؟ روش این پژوهش توصیفی- تحلیلی است. پژوهش حاضر بیشتر به مبحث آراء هگل درباره تاریخ هنر و اهمیت روش هندسی در کنار روش دیالکتیک برای ادراک و شناخت پدیدارها می‌­پردازد. هگل هنر را همان زیبایی می­‌داند؛ چرا که با روح سروکار دارد. از نظر وی آبژه در درون خود منفیت دارد؛ با ویرانی آبژه میل مجدد ظاهر می‌­شود. میل از پدید آمدن منفیت است؛ موضوعی که بعدها در قرن بیستم ژیژک و لکان مفصل از آن بهره برده­‌اند.