نقدی بر کاربست بینشهای معرفتشناختی ویتگنشتاین در اخلاق
doi
10.22034/jpiut.2024.63906.3890چکیده
هرچند ویتگنشتاین، خصوصاً در فلسفه پسین خود، درباره اخلاق سخن نگفته است، اهمیتِ بهخصوصِ روش فلسفهورزی او ما را به استفاده از بینشهای او در حوزه اخلاق امیدوار میسازد. بعضی از فیلسوفان به سراغ درباب یقین رفته و مدعی شدهاند گزارههای یقینی اخلاقی درست همان نقشی را در زندگی اخلاقی ما ایفا میکنند که گزارههای یقینی مورد بحث ویتگنشتاین در درباب یقین برعهده دارند. من میخواهم نشان دهم که، درعینحال که این گزارهها نقش مشابهی را برعهده دارند، از جهات مهمی با گزارههای یقینی مورد نظر ویتگنشتاین تفاوت دارند: بازیهایزبانی اخلاقی متعددند و مبانی متفاوتی دارند؛ این مبانی خود متکی به یقین معرفتیاند؛ درعینحال، مبانیِ یقینیِ بازیهای زبانی اخلاقی، برخلاف یقین معرفتی، نهفته در عمل غریزی ما نیستند؛ همچنین، گزارههای بیانگر آنها گزارههایی کلی اند که گاه ابهام دارند و گاه استثنا میپذیرند؛ رفع ابهام از آنها و یافتن شرایط استثناء در را به روی تفسیرهای متفاوت باز کرده و موجب اختلافات و مناقشات میگردد؛ و بالاخره اینکه، برخلاف یقین معرفتی، برای تردید در عمل به یقینیات اخلاقی بدیلی وجود دارد. همه اینها موجب تفاوت عمدهای میان یقین مورد بحث ویتگنشتاین با گزارههای یقینی اخلاقی است.