گذر از شناختگرایی کلاسیک تا ادراک4E: بررسی تحولات نظری در انقلاب سوم علوم شناختی
نویسندگان
1 پژوهشگر پسادکتری، گروه فلسفه علم، دانشگاه صنعتی شریف، تهران، ایران
2 استاد گروه فلسفه علم، دانشگاه صنعتی شریف، تهران، ایران.
doi
10.22034/jpiut.2025.69426.4239چکیده
پژوهش حاضر به بررسی تحولات نظری در علوم شناختی معاصر میپردازد؛ حوزهای که از نیمۀ قرن بیستم تاکنون، سه انقلاب عمده را پشت سر گذاشته است. پرسش اصلی مقاله آن است که چگونه گذار از شناختگرایی کلاسیک به رویکردهای نوین موسوم به ادراک4E، به بازاندیشی در ماهیت ذهن و شناخت انجامیده است. این پژوهش با روش تحلیلی ـ توصیفی و بر پایۀ تحلیل منابع نظری، مسیر تحول از شناختگرایی کلاسیک تا رویکرد ادراک4E را واکاوی میکند، یافتههای پژوهش نشانمیدهد که شناختگرایی کلاسیک، با تکیه بر بازنمایی محاسباتی و پردازش نمادین، در تبیین تعامل میان ذهن، بدن و محیط با محدودیتهایی مواجه است. در مقابل، رویکرد ادراک4E ـ شامل مؤلفههای بدنمند، بافتمند، وضعیتمند و گسترشیافته ـ شناخت را فرایندی پویا، موقعیتی و تعاملی با محیط تلقی میکند و نقش بدن، ابزارها و بافت محیطی را در سازماندهی فرایندهای شناختی برجسته میسازد؛ در پایان، نتایج این پژوهش نشان میدهد که تلفیق دیدگاههای کلاسیک و رویکرد 4E میتواند مسیر پژوهشهای آینده را به سوی الگویی جامعتر، واقعگرایانهتر و میانرشتهای هدایت کند؛ هرچند چالشهای روششناختی و عملیاتی همچنان پابرجا است.