عارضهیابی مدیریت استعداد در حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی :یک مطالعه پدیدارشناسی
نویسندگان
1 دانشجوی دکترای رشته مدیریت و برنامهریزی فرهنگی، گروه مدیریت فرهنگی، دانشکده مدیریت و اقتصاد، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
2 استاد گروه مدیریت دولتی، دانشکده مدیریت و اقتصاد، واحد علوم تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
3 دانشیار گروه مدیریت فرهنگی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران شمال، تهران، ایران
4 استادیار گروه مدیریت و برنامهریزی فرهنگی دانشگاه آزاد واحد علوم تحقیقات، تهران، ایران
5 دانشیار گروه جامعه شناسی دانشگاه تهران، ایران
doi
10.22111/jmr.2021.36361.5278چکیده
مطالعات نشان میدهد سازمانهای دولتی اغلب در شناسایی، جذب، پرورش و نگهداشت استعدادها تجارب موفقی نداشتند. از این رو شناخت علل و پیامدهای این مسأله ضروری است. پژوهش حاضر با هدف واکاوی تجارب زیسته مدیران فرهنگی از مدیریت استعداد و شناسایی موانع تحقق آن در یکی از سازمانهای فرهنگی هنری انجام شده است. روش تحقیق از نظر هدف، کاربردی و از نظر نحوه گردآوری اطلاعات کیفی است که با استفاده از رویکرد پدیدارشناسی تفسیری انجام گرفته است. منابع اطلاعاتی پژوهش را مدیران ارشد، میانی و استعدادهای شاخص حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی تشکیل میدهند که 15نفر از آنها با روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. اطلاعات مورد نیاز با انجام مصاحبههای عمیق گردآوری و با استفاده از رویکرد چهارمرحلهای موستاکاس تجزیه و تحلیل شدند. نتایج تحلیل دادهها نشان داد موانع تحقق مدیریت استعداد در حوزه هنری متشکل از ده تم فرعی است که در سه دسته موانع مفهومی (نظری)، مدیریتی و سازمانی طبقهبندی شدند. کشف معناهای نهفته در تجارب زیسته مشارکتکنندگان نشان داد این پدیده در بُعد فردی پیامدهایی چون رشد فردی و خودجوش استعدادها، مهجوریت استعدادها و واماندهسازی استعدادها را رقم زده و در بُعد سازمانی پیامدهایی چون استعدادکشی، استعدادسوزی و نشت استعدادها را در پی داشته است. برای جلوگیری از هزینههای زیانبار هدررفت سرمایههای انسانی، ضرورت بازنگری در شیوههای استعدادیابی، استعدادداری و استعدادپروری در حوزه هنری توصیه میشود.