بازتاب اندیشۀ اسطوره‌‌ای جادو در غزلیات مولوی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه اراک

2 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه اراک

doi
چکیده

          با ورود انسان به عصر علمی و پشت سرگذاشتن دوره­های اسطوره­ای و فلسفی چنین به نظر می­رسد که دورة اندیشه­های اسطوره­ای به سر­آمده باشد اما اساطیر به علت کارکرد و نقش عمیقی که در زندگی روانی و حتی اجتماعی نوع بشر داشته­­اند، هم­چنان با تغییر، تحول و پویایی خاص خود از راه­های گوناگون به حیات خویش ادامه می­دهند. جادو، نماد، داستان­های تمثیلی، ادبیات عامه، آیین­ها و مراسم محلی نقش مهمی در انتقال اسطوره­ها به دوره­های بعدی دارند. در این میان، جادو به علت کارکرد گسترده­ای که در جوامع بشری داشته است نه تنها در بسیاری از حوزه­های معرفتی بشر وارد شده بلکه بازتاب­دهندة بسیاری از باورهای اساطیری هم می­باشد. نقش جادو و جادوگری در بازتاب و انتقال اندیشه­های اسطوره­ای از مؤلفه­های دیگر اگر بیش­تر نباشد، کم­تر نیست. بخشی از جادو که با آیین­های ابتدایی بشر پیوستگی دارد، با اسطوره­ها در ارتباط تنگاتنگ است. در مقالۀ حاضر، برخی از مهم­ترین اندیشه­های اسطوره­ای­-­جادویی در غزلیات مولوی به شیوۀ توصیفی-تحلیلی بررسی شده است. آیین­های جادویی، شیوه­های جادوگری، واژه­ها و ترکیبات جادویی، تأثیرات آشکار و پنهان جادو بر سرشت اجسام و افراد و .... بازتابی از همان اندیشه­های اسطوره­ای در غزلیات مولوی است.

کلیدواژه‌ها