بازاندیشی درباره نقش معلم: از معمار آموزش تا همکاری واقع بینانه با هوش مصنوعی
نویسندگان
1 دانشیار گروه فلسفه تعلیم و تربیت، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران
2 استادیار گروه آموزش علوم تربیتی، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران
doi
10.22034/jpiut.2025.67502.4119چکیده
هدف پژوهش حاضر بازاندیشی درباره نقش معلم: از معمار آموزش تا همکاری واقع بینانه با هوشمصنوعی میباشد. برای دستیابی به این هدف از رویکردی فلسفی و روش پژوهش فراتحلیل کیفی استفاده شدهاست. یافتههای پژوهش نشان از آن دارد که هوشمصنوعی مولد با توانایی ترکیب دادههای گسترده و تولید محتوا، برنامهدرسی شخصیسازیشده و تعاملی که ارائه میدهد، اقتدار رایج و معمول معلم را دگرگون میکند. در این مقاله و با ارائه دلایل و شواهد مربوطه، این دگرگونی در قالب سه گونه بحران دستهبندی شدهاست: ۱) بحران در نقش متصدی بازنمایی دانش؛ ۲) بحران در معماری برنامهدرسی و ۳) بحران تسهیلگری یادگیری. این دگرگونیها از طرفی افقهایی برای بهبود کیفیت آموزش و از سویی دیگر متزلزل کردن جایگاه معلم در آموزش را به دنبال دارد. در بخش دوم با ارائه نقدهایی به رویکرد تسهیلگرانه فنی به تدریس نکتههایی در راستای احیای مشروعیت از دست رفته معلم ارائه شدهاست. در نتیجهگیری میتوان گفت معلمان امروزی که به لطف همکاری با هوشمصنوعی مولد از وظایف فنی پیشین مانند نگارش طرح درس، و بازنمایی دانش بینیاز شدهاند، بر پرورش مهارتهای مربوط به خودشناسی و خودشدن و نیز عاطفی-اجتماعی فراگیران تمرکز میکنند. همچنین از نقشهای جدید معلم «مربی انتقادی» برای ارزیابی خروجیهای سوگیرانه هوشمصنوعی میباشد.