تحلیل فرایند شاعرانه‌ی نظریه‌ی دگرگون‌سازی عمرخیام

نویسندگان

1 استادیار زبان و ادبیّات فارسی، دانشگاه ولایت، ایرانشهر

doi
چکیده

این پژوهش مبتنی بر نظریه­ی دگرگون­سازی است. اصولاین نظریه به طرزی گسترده می­کوشد تا با بهره­جویی از شگردهایی از جمله : زبان غیرتخاطبی وتعریضی، اندیشه­های اپیکوری و نوستالژیکی و تمرکز در خوشایند­سازیِ زمان حال،مناسبات فکری مرموز ساختارها و گفتمان­ها را تبیین کند.از سویی مد نظر دارد تاابعاد دلهره­های عمیق اجتماعی انسان اندیش­مند را به عنوان وجدانی آگاه نیز آشکار سازد. از این رو، با چنین نگاهی خیام و رباعیاتش مورد  تامل و خوانش قرار گرفته است. این جستارکوشیده است تا با استفاده از این رویکرد پاسخ این پرسش­ها را با روش مطالعه­ی کتابخانه­ای به شیوه­ی تحلیلی غیر­گزینشی داده­ها بیابد که: آیا می­توان نسبتی معنادار بین رباعیات و اندیشه­های اپیکوری و زبان خوش­باشانه با دگرگون­سازی متصوّر بود؟آیا تمرکز و توجّه خیام به زمان حال می­تواند نقطه­ی ثقلی برای دگرگون­سازی تلقّی شود؟ سرانجام مجموعه­ی یافته­ها مبین این است که خیام با سرودن رباعیات، ضمن  آگاهی بخشی نسبت به اوضاع فکری و فرهنگ سیاسی – دینی، نظام تعامل و روابط پیدا و پنهان سیاست و فقاهت عصرش را یه شیوه­یی خلاف ذهنیت حاکم بر جامعه نقد کرده است.