تحلیل انتقادی کانت از قصۀ ابراهیم و ذبح اسحاق
نویسندگان
1 دانشیار گروه فلسفه، حکمت و منطق، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
doi
10.22034/jpiut.2025.68208.4152چکیده
مقالۀ حاضر به تقریرِ و شرح تحلیل انتقادی کانت از داستان دینی ذبح اسحاق (ع) در کتاب دین در محدودۀ عقل صرف (2001) و نزاع دانشکدهها (1798) میپردازد. در نگاه کانت، فرمان به قربانی کردن فرزند، اگر ناسازگار با قانون اخلاقی باشد، نمیتواند منشأیی الهی داشته باشد. کانت در این نقد، دغدغهای فراتر از الهیات دارد و میکوشد از شأن عقل عملی و وجدان اخلاقی در برابر هر ندای مشکوک به امر الهی دفاع کند. از نظر او، پذیرش بیچونوچرا و بدون تأمل اخلاقی دستورات دینی، به اطاعت کور و زوال مسئولیت فردی در جامعه منجر میشود. مقاله نشان میدهد که تحلیل کانت از این روایت، بخشی از پروژۀ بزرگتر او در تبدیل دین به امری عقلانی، اخلاقمحور و آزاد از خرافه و تحمیل نهادهای بیرونی است. کانت با تأکید بر وجدان بهمثابه تکلیف، دین را فقط زمانی موجه میداند که تابع عقل عملی باشد، و بدینسان الگویی که از ابراهیم (ع) در این قصۀ دینی ترسیم میشود را، برخلاف سنت رایج متألهان و دینداران، نه امری ستودنی که نیازمند نگاهی منتقدانه و همراه با تردید در اصل قصه میداند. این مقاله بدینسان بر تعلق خاطرِ ژرف کانت به خودآیینی اخلاقی بهمثابۀ بنیاد فضیلت فردی و نظم اجتماعی تأکید میورزد.