عاملیت اخلاقی و خلاقیت زیباشناختی در تبیینِ آگاهی به خود فعال کانتی
نویسندگان
1 استادیار گروه فلسفه، دانشگاه یاسوج، یاسوج، ایران.
2 دانشجوی کارشناسیارشد فلسفه علم، دانشگاه صنعتی شریف، تهران. ایران
doi
10.22034/jpiut.2025.61657.4090چکیده
تصویر چند پاره از «من» هیوم دستمایههای نقد و رد بلندپروازیهای دکارتی را برای کانت مهیا کرد، اما او کوشید باردیگر موجودیت «من» را به نحو عقلانی بازیابی کند. جستار حاضر فرآیند ساخت مفهومی را بحث میکند که در آن من حضور از پیش کاملش را از دست میدهد، لیکن در جریان فعل و تحقق ارادهاش نقش ضروری خود را اثبات میکند. توضیح این معنا، با توجه به نقدهای مورد تأیید کانت، به نحو شگفتانگیزی، به پژوهشهای غایتشناختی میانجامد. در واقع، فراروی توضیح خودانگیختگی سوژه از چارچوب روابط علّی در وجه نظری، در نهایت با حفظ ضوابطی چنین پژوهشی را از مسیر عقل عملی و مباحث زیباشناختی ایجاب میکند. این روند با توجه دادن به مفهوم غایتمندی به عنوان شرط امکان احکام تأملی گشوده میشود. از این رهگذر سوژه به مثابه فاعلیت شناختی، عاملیت اخلاقی و آفرینشگری هنری نمودار میشود. «من» متمایز از محتوای آگاهی، وحدتبخش دادههای حسی و بنیانگذار شناخت، بهمثابه فاعل آزاد شرط باید اخلاقی و سازندۀ قاعدۀ آن، و بهمثابه داراندۀ قریحۀ هنری آفرینشگر و قاعدهبخش طبیعت است. این خوانش ضمن نشاندن اجزای به ظاهر گسستۀ نظام انتقادی کانت در کلی واحد، نشان میدهد چرا تاریخ اندیشه پس از وی دیگر نه از من به مثابه موجودیتی پیشین بلکه عاملیتی در پیش سخن میگوید.