نقش مدیریت دانش در کنترل راهبردی سازمان (مطالعه موردی: ستاد یک وزارتخانه دولتی)
نویسندگان
1 دانشجوی دوره دکتری رشته مدیریت دانشگاه علامه طباطبایی (رحمهاللهعلیه)
2 دانشیار دانشگاه صنعتی مالک اشتر
3 دانشجوی دوره دکتری مدیریت راهبردی دانشگاه و پژوهشگاه عالی دفاع ملی و تحقیقات راهبردی و نویسنده مسئول
doi
چکیده
یکی از دلایل عدمتوفیق مدیریت و کنترل راهبردی در انتخاب راهبردهای مناسب، اجرا و کنترل مؤثر آنها، ضعف در تعیین دانش مورد نیاز و به تبع آن اتخاذ رویکرد مدیریت دانش و همچنین تعیین و ایجاد نظام دانشی و اطلاعاتی مناسب با آن در سطح راهبردی میباشد. مقاله حاضر با هدف تعیین میزان اثرگذاری رویکرهای متفاوت مدیریت دانش بر عوامل کنترل راهبردی جهت تقویت نظام کنترل راهبردی به رشته تحریر درآمده است. روش تحقیق در این پژوهش، توصیفی پیمایشی است. با توجه به نرمالنبودن دادهها از آزمون فریدمن برای تعیین ارجحیت رویکردهای مختلف مدیریت دانش استفاده شد. جامعه آماری، شامل 55 نفر از خبرگان وزارتخانه مورد مطالعه و بعضی از سازمانهای تابعه آن در امور راهبردی و مدیریت دانش بوده که 47 نفر از ایشان به سئوالات پرسشنامه پاسخ دادهاند. یافتههای پژوهش نشان داد که "رویکرد انسانگرا" نسبت به "رویکرد فناوریگرا" اثر بیشتری بر عوامل و نظام کنترل راهبردی دارد..