تبیین و تحلیل دیدگاه لاهاو در خصوص مشاورۀ فلسفی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری فلسفه اسلامی، دانشگاه امام صادق علیهالسلام، تهران، ایران
2 دانشیار گروه فلسفه اسلامی، دانشگاه امام صادق علیهالسلام، تهران، ایران
3 دانشیار گروه فلسفه، دانشگاه زنجان، زنجان، ایران.
doi
10.22034/jpiut.2025.67862.4137چکیده
مشاورۀ فلسفی، یکی از راههای کاربست فلسفه در عمل بوده و در جهان امروز، پاسخگوی برخی مشکلات روحی و روانی است که با روانشناسی قابل حل نیست. این گونه از مشاوره، رویکردهای متنوعی دارد. معرفی رویکرد لاهاو به دلیل عنصر تعالی فلسفی، جایگاه ممتازی میان رویکردها داشته و برای استفادههای نظری و عملی، مستلزم تبیین مبانی، اهداف و روشها است. این، در حالی است که دیدگاه وی در شکل کنونی آن به طور غیر نظاممند در آثار او پراکنده است. تا جایی که میلز آن را به خلط نظریه و روش، متهم میکند. چنین پراکندگی، مقاله حاضر را ضروری مینماید. از اینرو مسئله تحقیق، آن است که چگونه میتوان با استفاده از مبانی فکری لاهاو دیدگاه او درباره روش و اهداف مشاوره فلسفی را به روش توصیفی- تحلیلی و بر پایه اصول مبنایی، تبیین و تحلیل کرد؟ طبق یافتههای این پژوهش، از نگاه لاهاو، «حکمتجویی»، «خودادراکی» و «خودتحولی»، اهداف مشاوره فلسفی هستند که با استفاده از مبانی او در طول «ژرفناجویی» قرار میگیرند. نگارندگان، روش لاهاو را با «دیالکتیک»، مفهومسازی کرده و در دو محور «روششناسی عبور از الگو» و «بررسی تضاد دیالکتیکی» در مراحل مختلف تحول به آن پرداختهاند. این دو محور با اصول مبنایی «مفهوم تحول» و «تفسیر جهانبینی مبتنی بر اراده»، تحلیل شدند. به حسب تتبع نگارندگان در میان آثار فارسی و غیرفارسی، اثر حاضر، اولین اثری است که به هدف رفع اتهام لاهاو از خلط بین نظریه با روش و فراهم آوردن زمینه نقد منصفانه از آن نگاشته شده است.