ریختشناسیِ حکایتهای عاشقانۀ بخشِ «مَکرِ زنان» در «هزارویک شب» برپایۀ نظریّۀ رواییِ پراپ
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه سیستان و بلوچستان
2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه سیستان و بلوچستان
doi
چکیده
روایتشناسی رویکردی ست ساختارگرا که بهدنبالِ یافتنِ نظامِ حاکم بر انواعِ روایی و ساختارِ بنیادینِ روایت است. یکی از برجستهترین پژوهشها درزمینۀ روایتشناسی، پژوهشِ پراپ روی صد قصّۀ فولکلورِ روس است که به صدورِ حکمهایی درموردِ ساختِ بنیادینِ قصّههای پریان و ردهبندیِ آنها انجامیدهاست. پژوهشِ حاضر، با نگاه به نظریّۀ پراپ، بهدنبالِ بررسیِ وجود یا عدمِ ساختارِ رواییِ کلّی در حکایتهای عاشقانۀ بخشِ «مَکرِ زنان» در «هزارویک شب» و بررسیِ کارآمدی یا ناکارآمدیِ نظریّۀ رواییِ پراپ در تبیینِ ساختارهای رواییِ این حکایتها برآمدهاست. بدینمنظور ابتدا روایت و برخی عناصرِ ساختاریِ آن تعریفشده و پس از مروری بر تاریخچۀ روایتشناسی و مهمّترین آراءِ روایتشناسان، نظریّۀ روایتیِ پراپ و برخی نقدهای صورتگرفته به آن بیانشدهاست. سپس تکتکِ قصّهها تحلیل و بهقصدِ مقایسه، جدولبندی شدهاست. نتایجِ برآمده از جدولبندیِ قصّهها نشاندادهاست حکایتهای بررسیشده، ازنظرِ نوعِ خویشکاریها، ساختارِ مشابهی منطبق بر الگوی پراپ دارند، امّا ازنظرِ توالیِ خویشکاریها، از توالیِ موردِنظرِ پراپ پیروینمیکنند.