ارتباط بینامتنی دیوان حافظ و آثار روزبهان بقلی

نویسندگان

1 مربی گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه ‌‌آزاد واحد دورود

2 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه الزهرا

doi
چکیده

ژولیا کریستوا بینامتنیت را گذر از نظام نشانه به نظام‌های دیگر می‌داند. از این زاویه متن نه هم‌چون ذخیره‌‌ای از معانی ثابت، بلکه در مکان تعامل پیچیده‌‌ای بین متن‌های گوناگون قرار می‌گیرد. نظریة بینامتنیت با ژرار ژنت وارد حوزة ساختارگرایی شد. ژنت بر خلاف کریستوا با در نظر گرفتن خاستگاه به دنبال تعین و تثبیت معنا در متون بود. بر این اساس متن معنای خود را از طریق رابطه‌‌اش با دیگر متون آشکار می‌کند. آثار روزبهان از متونی است که با اتکا به آن می‌‌توان معنای برخی از دال‌‌های سیال در دیوان حافظ را تثبیت ‌‌کرد. این پژوهش با مرکزیت عشق و معشوق به تعامل بین حافظ و روزبهان پرداخته ‌‌است. بررسی تصاویر و کنش‌‌هایی که از معشوق ارائه‌‌ می‌شود در نوسان بین تنزیه و تشبیه بنیان‌‌های اساطیری مشترکی را نشان ‌‌می‌‌دهد. از سویی افعال معشوق و برخوردش با عاشق از دو الگو در عشق (حلاج و شیخ صنعان)، که هر دو مورد توجه حافظ و روزبهان بوده‌‌اند، تبعیت‌‌ می‌کند.