طراحی مدل شایستگیهای عمومیمدیران ارشد سازمانهای دولتی افغانستان(مورد مطالعه: سازمانهای دولتی استان هرات)
نویسندگان
1 مدیریت منابع انسانی- دانشکده مدیریت دانشگاه تهران- جمهوری اسلامی ایران
2 دانشیار، دانشکده مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران
3 استاد گروه مدیریت دولتی/ دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.22111/jmr.2021.22511.3643چکیده
هدف اصلی این پژوهش، تبیین شایستگیهای عمومی مدیران ارشد سازمانهای دولتی افغانستان است. با توجه به ماهیت توصیفی تحقیق، این پژوهش مبتنی بر راهبرد داده بنیان و مدل نظری استراوس و کوربین به عنوان رویکرد پژوهشی استفاده شده است. دراین رویکرد مقولات فرعی در سلسله روابطی به یک مقوله مرتبط میشوند که بیانی از شرایط علی، پدیده، شرایط مداخلهگر، شرایط زمینهای، تعاملها و پیامدهاست. گردآوری اطلاعات پژوهش مصاحبه ساخت یافته و نیمه ساخت یافته با 20 نفر از مدیران ارشد سازمانهای دولتی استادان هرات افغانستان بوده است که با روش نمونهگیری گلوله برفی انتخاب شدهاند. نتایج نشان داده است که مهارتهای ارتباطی، تواناییهای حل تعارض، توانایی مدیریت استرس، توانایی مدیریت بحران، مدیریت زمان، حل مساله، توانایی تفویض اختیار، مهارتهای مذاکره و گفتگو، مهارتهای غیرکلامیو مهارتهای کوانتمیبه عنوان پدیده محوری. تجربه و تخصص، آگاهیها، هوش و ذکاوت، روحیه و خطمشی فکری و ویژگیهای شخصی به عنوان شرایط علی مطرح بوده که دارا بودن آنها برای مدیران ارشد شایستهسالاری، توسعه پایدار، بهرهوری و عدالتاجتماعی را در پی خواهد داشت. هر چند دراین الگو، عوامل زمینهای (نظیر مهارتهایمدیریتی، مهارتهای ادراکی، مهارتهای فنی و مهارتهای سیاسی) و شرایط مداخلهگر (موانع فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، شناختی و اقتصادی) روابط را تحت تاثیر قرار داده است.