استدلال علّی فودور و پیشفرض ناموجه ترتب؛ بررسی استدلال ایگن
نویسندگان
1 استادیار، دانشگاه ادیان و مذاهب، قم، ایران
doi
10.22034/jpiut.2024.58736.3612چکیده
در این مقاله، استدلال فودور به نفع تفردگرایی روانشناختی و واکنش ایگن را بررسی میکنم. طبق استدلال علّی فودور روانشناسی التفاتی فهمعرفی، حالات ذهنی را با توجه به محتوای وسیع متفرد میسازد. تفاوت در محتوای وسیع برای تفاوت در نیروهای علّی کافی نیست. بنابراین، روانشناسی التفاتی فهمعرفی باید حالات را با توجه به محتوای محدود متفرد سازد. فودور دو مثال نقض برای استدلال بالا طرح میکند. بروفق مثال نقض (2)، ضدتفردگرا مدعی است که از آنجاییکه رفتار همزادها متمایز نوعی هستند، حالات ذهنیشان هم باید متمایز نوعی باشند و بهتبع نیروهای علّی حالات ذهنی متمایز نوعی، اینهمان نیستند. فودور دو پاسخ به مثال نقض (2) میدهد. بروفق (2الف)، فودور میخواهد اثبات کند که ما نباید رفتار همزادها را متمایز نوعی بینگاریم. در نتیجه، حالات ذهنی همزادها متمایز نوعی نیستند. ایگان در پاسخ به (2 الف) مدعی است استدلال فودور، بر این فرض غیرموجه مبتنی است که نوعهای رفتاری بر نوعهای مغزی مترتب میشوند. بروفق (2ب)، فودور از طریق تشبیه «روانشناسی ضدتفردگرا» به «نظریۀ ذرۀ H و T»، دو استدلال مشابه بهدست میدهد؛ یکی برای تمیز نوعی حالت ذهنی اسکار و همزاد اسکار؛ دومی برای تمیز نهادن بین ذر«ات-H» و «ذرات-T». ایگن در پاسخ به (2ب) مدعی است فودور در هر دو استدلال، آموزۀ ناموجه ترتب را از پیش فرض میکند، بیآنکه برای این پیشفرض استدلالی بهدست دهد. در نهایت، نتیجه گرفتم که اگر فودور هیچ استدلال خوبی برای آموزۀ ترتب نیروهای علّی روانشناختی ندارد، پس او هیچ دلیلی ندارد که بین محتواهای وسیع و سایر ویژگیهای نسبتمند فرق بگذارد.